تبليغاتX
-{Seyed Mohammad Mir Esmayeli }-

در مورد وبلاگ

یا علی گفتیم عشق آغاز شد

لینک دوستان

آقا زاده / وحید جلیلی / عبدالرضا داوری / محمد تورنگ / مصطفی آجرلو / حمید داودآبادی / مسعود دهنمکی / مهدی فاطمی / حامد طالبي / میثم زمان آبادی / زهرا جعفرزاده / محمد رضا زمردیان / میثم رشیدی مهرآبادی / الهه احمدی / اميرطاهر حسين خان / رحیم صفوی / حسین فدایی / عیلرضا زاکانی / میقات / مفحلون / پنجره / مجادله / مسعود ده نمکی / ری هنر / ..:: یا رب 121 ::.. / پایگاه اینترنتی مداحی / سکوت / اندیشــه ی نـــو / قرآن ناطق / سجاد رحیمی مدیسه / رضا عطاران / الهمنی /

موضوعات مطالب

عکس / اخلاقی / عرفانی / اجتماعی / بزرگان عرفانی / لختی پای درس بزرگان / سیاسیو از این حرفها / زندگی نامه فرزانگان و بزرگان / اهل بیت علیه السلام / شخصی / سوال و جواب / شعر /

پیوندهای روزانه

قرآن انلاین / مهندس رحیم مشایی / رهوا / فصل انتظار / چایخونه / جهاد مجازی / رضا عطاران .عزیز / تبیان / موعود / فارس / پارس قرآن / شیعه نیوز / پارسینه / تابناک / فردا / آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

شهریور 1389 / مرداد 1389 / خرداد 1389 / اردیبهشت 1389 / دی 1388 / آذر 1388 / آبان 1388 / مهر 1388 / شهریور 1388 / مرداد 1388 / تیر 1388 / خرداد 1388 / اردیبهشت 1388 / فروردین 1388 / اسفند 1387 / بهمن 1387 / دی 1387 / آذر 1387 / آبان 1387 / مهر 1387 /

 

 

 

چند پیشنهاد به رحیم مشایی

seyednews.jpg

سلام خدمت دوستان عزیز خودم چه رسانه ای و چه غیره راستش وقتی دیدم خیابان ویرایش خبری را  بعضی از دوستان یک طرفه با سرعت بسیار بالا دارن به سمت اسلام آمریکای میروند بر خودم دیدم که چند پیشنهاد را به مهندس رحیم مشایی بکنم .از چند جهت :
یکم : شفاف سازی درباره ایشان صورت بگیرد
دوم :ملت ایران با ایشان بهتر آشنا شوند
سوم: اطلاع رسانی صادق درباره ایشان موج حملات را به دولت کمتر میکند
چهارم :دیگر در این غبار فتنه ها نیاز مند چند سایت خبری تحلیلی راستگو هستیم تا هم از دولت دفاع کند هم از دولت خدمت گزار
و پنجم :با این حرکت چهره حقیقی بعضی از دوستان رو میشود که برای پول پشت به تمام چیزها میکنند .
انشالله روزی برای مولایمان امام زمان (عج) کار خبری کنیم


پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا - گروه سیاسی -سیدمحمدمیر اسماعیلی؛بي گمان اين روزها خلاء وجود يک رسانه مستقل در ميان انبوه بنگاه هاي خبرپراکني به شدت احساس مي شود. اين خلاء نه آنکه ناشي از نبود اين رسانه ها  ، بلکه از نداشتن جرات اظهار نظر مستقل از ديدگاه هاي جناحي است. با اين وجود بايد به هر شکل رسانه اي مستقل با کادري قدرتمند ، انقلابي و بدون وابستگي هاي جناحي پا به عرصه  وجود بگذارد. اما کارويژه هاي اين رسانه در چند سطح قابل بررسي و تحليل است که به آن ها اشاره مي شود.
 
متن این چند پیشنهاد بدین شرح است 
 
1- بر اين باوريم بايد به عنوان اولين رسانه فرستنده خبرهاي ويژه علي الخصوص در رابطه با افراد غير جناحي باشيم. الزام در اين مورد از آنجا نشات مي گيرد که اين افراد توسط رسانه هاي غير مستقل هدف قرار گرفته و به علت نداشتن تريبون تاثيرر گذار در محاق قرار مي گيرند.

2-هدف بعدي ،  ايجاد يک رسانه فراجناحي و در عين حال متعهد به ارزش هاي والاي انقلاب در  شکستن حربه تحريف است. متاسفانه اين روزها مي بينيم رسانه هاي به اصطلاح مستقل اما در واقع جناحي سخنان و سخنراني ها را تحريف و با استفاده از قدرت و برد رسانه اي خود، موج تخريب را رقم مي زنند ، لذا وجود يک رسانه که بدون هيچ تحريفي حاضر باشد اخبار مربوط به افراد را بازنشر کند مورد توجه قرار مي گيرد. ما به اين مي انديشيم که اين خط سير را حتي با دادن هزينه هاي زياد دنبال کنيم.

3-در قدم بعدي بايد يک رسانه مستقل بتواند تزوير هاي رسانه اي ديگران را با اخبار صحيح ، آگاه کننده ، بدون تحريف و با قدرت تحليل بالا حذف و عملا آنها را وادار به ارسال اخبار مبتني بر حقيقت کند. اگر يک رسانه مستقل و با کادر تحريريه قدرتمند شکل گيرد ديگران به اين امر واقف مي شوند ارسال اخبار زاويه دار و دروغ هزينه بر است لذا در فرستادن اخبار و تحليل ها با دقت بيشتري عمل خواهند  کرد.

4-درگام بعدي بايد در مقابل موج توهين ها به شکلي غير منفعلانه عمل کرد. اين يک حقيقت مسلم است ، افرادي که داراي قدرت و برد رسانه اي هستند از اظهار نظرهاي بي اساس هيچ پرهيزي نداشته و با پشتوانه هاي حزبي خود هر خبر بي اساسي را منتشر مي کنند. در اينجا يک رسانه مستقل و قدرتمند مي تواند بدون وارد شدن به بحث هاي حاشيه اي حد و مرز اظهار نظر اين افراد را مشخص کرده و با ارسال اخبار خاص آنها را منفعل سازد. به طور مثال در مقابل موج توهين هاي هماهنگ و جهت دار گاهي استفاده از زبان طنز به شدت جوابگوست و در بسياري موارد اين پاسخ هاي رندانه مي تواند خط منسجم خبري آنها را بشکند.

5-مورد ديگري که بايد حتما مد نظر داشت اين است که وارد شدن فرد مظلوم -به شخصه -در اين هجمه رسانه اي کمترين تاثير را داشته و عملا هيچ فايده اي به حال وي ندارد لذا وجود يک رسانه هماهنگ و با نفوذ مي تواند بهترين ضربه را به مهاجمين وارد ساخته آنها را در گيجي چگونه جوابگو بودن قرار دهد. به طور مثال اگر يک رسانه قدرتمند بتواند جوابگوي شبهات مطرح شده در مورد يک فرد يا گروه مانند دولت باشد نيازي نيست خود رئيس جمهور يا نزديکان وي اقدام به اين کار هزينه بر کنند. در اينجا لزوم هماهنگي و داشتن روحيه کار يکسان بسيار مهم و قابل توجه است .

6-همان طور که همه ميدانيم اکثر رسانه هاي موجود به يک يا چند مرکز قدرت اطلاعاتي متصل هستند . اگر بخواهيم رسانه اي مستقل و با برد قوي داشته باشيم بايد به اخباري در همان سطح برسيم. به طور مثال وقتي خبري در مورد فلان آمار منتشر مي شود بايد ما به آمار درست و دقيق همراه با جزئيات بيشتر دسترسي داشته باشيم تا در اين جبهه منفعل نشويم.

7-با وجود اشاره به اين مورد باز هم بايد آن را به شکل ديگر تکرار کرد . شخصيت حقيقي و حقوقي افراد به شکلي باورنکردني از هم منفک است . يعني فرد يا افرادي مي توانند در مقابل موج توهين ، تخريب و تحريف از خود واکنش نشان نداده و آن را به خدا واگذار کنند اما تکليف ملتي که به اين افراد قدرت حقوقي داده چه مي شود؟ آيا دفاع نکردن از شخصيت حقوقي و جايگاه فرد ، ظلم به ميليون ها طرفدار و راي دهنده به آن ها نيست؟

آيا مي توان در مقابل ظلم به اين مردم ستم ديده که با همه مشکلات و سختي ها يک گفتمان را بر اژدهاي هزار سر مافيا غلبه داده اند سکوت کرد ؟ آيا آن فرد اجازه دارد  که چنين کاري کند ؟ بر اين حقيقت معترف و باور داريم که وي چنين حقي ندارد. ايشان مي توانند از ظلم به شخصيت حقيقي خود بگذرند – که اين هم ظلم به خود است – اما نمي توانند جايگاه مقدس حقوقي خود را در مقابل اين همه بي انصافي بي پناه بگذارند .

به اين واقعيت اعتقاد راسخ داريم ، برد و قدرت يک رسانه مستقل همواره از تظلم خواهي شخصي و حقوقي بيشتر است . دادگاه هايي که تنها به مصلحت مي انديشند نمي توانند حقيقت را براي عموم مردم مشخص کنند اما اين بار سنگين بر دوش افرادي چون ما به اميد خدا سبک و راحت خواهد بود.

8-هدف اصلي و نهايي سيستمي که به آن مي انديشيم در دايره دفاع از مظلومان نمي گنجد و به اين امر واقفيم بايد با حفظ همه قوانين و معيارهاي اخلاقي حرکتي تهاجمي و سهمگين به دشمن داشته باشيم . اين که منتظر بمانيم تا هدف انواع تهاجمات باشيم امري ناپسند و بسيار بي ارزش است لذا هدف گذاري اصلي ما يک حرکت تهاجمي و البته به دور از بي انصافي و قانون شکني خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 2:11  توسط سید 

آقای خاتمی!! شما را دعوت میکنیم به رعایت تقوی الهی



چندی است که سخنان وانتقادهای تند وتیز حجة الاسلام خاتمی( خطیب محترم نماز جمعه تهران) ، تبدیل گشته به بهانه ای جهت تخریب دولت منتخب ، توسط مخالفان!


هیجان وعصبانیت همواره از خصوصیات سخنرانیهای جناب آقای خاتمی بوده ، که معمولا این ویژگی بضرر جریان اصولگرائی کشور تمام شده ، اما اخیرا عدم رعایت انصاف نیز به جمع این خصال پیوسته !

جناب آقای خاتمی ، در خطبه های نماز جمعه گذشته خود سخنانی را به آقای مهندس مشائی منتسب کرد که عده ای سایت های اصولگرا !! اما مخالف دولت و رئیس جمهور، آنها را با شیطنت ژورنالیستی به گونه دل خواه خویش تیتر کرده بودند.

و متاسفانه آقای خاتمی بدون توجه به متن کامل سخنان آقای مشائی ،ایشان را تلویحا متهم به شرک نمودند !!

جای بسی تاسف !! ؛ نسبت کفر وشرک به بندگان خدا اینقدر آسان کشته ! که شخصیتی همچون آقای خاتمی بدون در نظر گرفتن مسئولیت سنگین حکمی که ازسوی مقام معظم رهبری بر دوش دارند ، از تریبون مقدس نماز جمعه ،مطالبی خلاف واقع بیان میدارند!

آقای مهندس مشائی چه گفتند؟! جز این که ((در عصر حاضر،برداشتها و قرائتهای مختلفی از اسلام شده است ،اما آنچه که امروز باید در جهان تبلیغ شود قرائت ایرانیان از اسلام ویا همان" مکتب ایران " است)) ؟!

آیا سازمان مجاهدین یا همان منافقین، خود را مسلمان نمی دانند؟

آیا وهابیت که طالبان وجند شیطان ریگی ثمره  نامیمون آن هستند، خود را مسلمان نمی دانند؟

آیا دولتهای خود فروخته سعودی ، مصر و...داعیه اسلام ندارند؟

پس ملتهای دنیا اسلام ناب محمدی را باید از کدام مکتب بیاموزند؟ !

این مکتب جز" مکتب ایران " است؟

مکتبی که آموزگاران آن رسول گرامی اسلام واهل بیت مطهر(ع) او می باشند ؛

مکتبی که حسین علیه السلام با نثار خون خود ، تا ابد آنرا جاودانه کرد!

و ایرانیان چه خوب سیره آموزگاران خویش را سر مشق خود نمودند ودر امتحان مبارزه با جور طاغوت ،هشت سال جنگ تحمیلی و همین فتنه اخیر با سر بلندی از دست مبارک نایب برحق امام زمان(عج) نمره قبولی گرفتند!

حال عده ای با مغالطه و انتساب سخنان دروغ به یکی از اعضاء دولت قصد انتقام وتضعیف رئیس جمهور محترم را دارند.?!

جناب آقای خاتمی آیا رواست که شما نیز چشم بسته حرفهای آنان را تکرار کنید؟!

همین آقای شریعتمداری کیهان ، فردای داستان معاون اولی آقای مشائی سیل تهمت ها را نسبت به او روا داشت که نهایت با اعتراض مقام معظم رهبری "حفظه الله" مجبور به عذر خواهی شد،اما آیا دست از اقدامات خود برداشته؟

افرادی مانند احمد توکلی ، علیرضا زاکانی ،علی مطهری و.... که ادعای ولایت مداریشان همچون میرحسین قبل از انتخابات گوش فلک را دریده ، جهت انتقام ناکامی گرفتن سهم از دولت،به چنان پستی افتاده اند که چاره ای جز انتساب سخنان دروغ به مشاور رئیس جمهور ندارند!

آقای خاتمی!

جناب عالی چند هفته پیشتر ،باز هم در خطبه های نماز جمعه در واکنش به خبر بازگشت خواننده ای به قول شما" لس آنجلسی" اعلام کردید:" ایران جای خواننده های لس آنجلسی نیست !!"

اکنون یک سئوال دارم ؛ این سخن شما از روی کدام موضع است؟

آیا موضع نظام است ویا اصل شرعی است؟

اگر موضع نظام اسلامی است ، پس برخورد امام راحل با خوانندگان و بازیگران دوران طاغوت و دادن اجازه به آنها جهت فعالیت در چارچوب قوانین چیست؟

اگر شما از موضع یک اسلام شناس سخن می گوئید پس آیات رحمت و توبه و بازگشت گنهکاران برای چه کسانیست؟

من به شما می گویم ،  شما همان را میگوئید که موضع کیهان ،جهان نیوز، الف و... بانیان فتنه جدید است !! ،همانها که به پیش بینی مقام معظم  رهبری، فتنه خود را با شعار دین واخلاق برپا میکنند!!

فتنه سال 88 اگر دست اصلاح طلبان مدعی را رو کرد ،فتنه جدید دست اصولگرایان مدعی ولایت پذیری را رو خواهد کرد!

آخر کلام ؛ بنده کمترین بعنوان علاقه مند به ساحت مقدس روحانیت و شخص حضرت عالی ، توصیه میکنم شما را به آنچه که خود از مولایمان علی (ع) یادمان دادید، انصاف و تقوی در امور" اوصیکم عباداله بتقوی اله و..."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 1:25  توسط سید 

"مکتب ایران" همان" اسلام ناب محمدی" است

مکتب بر وزن مفعل و به معنای جای درس دادن است.



بعنوان مثال اساتید رشته معماری، سبک و شیوه های ساخت بنا  در دوره های مختلف زمانی را یک الگو ومکتب برای یادگیری معماران نسل بعد می دانند و نظر به محل پیدایش سبک ،آنرا بنام همانجا نامگذاری کرده اند مانند :مکتب خراسان ، مکتب اصفهان،مکتب رازی و....

سالها پیش امام امت (ره) با اشاره به دولتهای سازشکار مدعی مسلمانی ، اسلام آنها را اسلام آمریکائی نامیدند ومردم استکبار ستیزایران را پیرون اسلام واقعی یا همان اسلام ناب محمدی(ص) خطاب فرمودند.

دو روز پیش ، جناب آقای مهندس رحیم مشائی نیز در همایش ایرانیان خارج از کشور ضمن اشاره به برداشتهای مختلف از اسلام در عصر حاضر،" مکتب ایران "، یعنی شیوه وروش مسلمانی ایرانیان را بعنوان الگو ونمونه عالی برای آموختن درس اسلام ناب به سایر مسلمانان جهان اعلام نمودند.

چرا که ایرانیان ، شاگردان مکتب اهل البیت علیهم اسلام هستند ودر طول تاریخ ، خاصه درایام انقلاب وبرای استقرار نظام مقدس" جمهوری اسلامی ایران" با فدا کردن جان ومال خود نشان دادند که تربیت شدگان مکتب حسین علیه السلام هستند و " میمیرند اما ذلت وسازش نمی پذیرند ".

وبدین جهت ، رهبر فقیدشان خمینی عزیز، آنها را از امت رسول اکرم(ص) وامیر مومنان (ع) بهتر دانستند.  

اما متاسفانه ، عده ای از اصولگرایان که با دست رد دولت خدمتگزارنسبت به سهم خواهی خود مواجه گشته اند، بازهم قلم بی انصاف خود را به سمت یکی از اعضای این دولت نشانه رفته، با توسل به تحریف و دروغ در صدد متهم نمودن مشاور رئیس جمهور بر آمدند.

سایت" جهان نیوز"  متعلق به آقای علیرضا زاکانی و آقای حسین فدائی که به هر بهانه ای متوسل می شود تا  به آقای مهندس مشائی حمله کند ، اینبار هم با تحریف سخنان رئیس دفتر آقای احمدی نژاد و انتخاب تیتر ((مشائی:باید مکتب ایران را معرفی کنیم نه مکتب اسلام را!!))  تلاش کرد تا بخواسته خود برسد ،چندی پیش هم این سایت ،جمله آقای مهندس مشائی درعرض ارادت به ساحت حضرت ولی عصر (عج) را که گفته بودند: بنده مقید به خواندن دعای عهد پس از نماز صبح هستم و حتی اگر نمازم قضا شود پس از قضای نماز ،دعا را می خوانم این چنین منتشرکرد:(( مشائی :اگر نماز صبحم قضا شود دعای عهدم قضا نمی شود!!))

با یک نگاه ساده به این سایت می توان فهمید که برای آقایان، ضدیت با " مشائی " ازدشمنی با  آمریکا واسرائیل اشغالگر مهمتر گشته حال باید به آقای زاکانی و رفیق هم حزبی او گفت ای برادران مدعی اصول گرائی، این گونه اعمال که از سرسلیقه و بغض شخصی شما می باشد ضمن تشکیک درادعای اصول گرائی شما،  تقویت جبهه دشمن را در پی خواهد داشت. والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 1:22  توسط سید 

و اما سيد حسن باز گرد...

54477rig.jpg

برخی از سایتهای گج اندیش و مخالف دولت قانونی از عدم ارسال دعوت نامه برای اکبر هاشمی رفسنجانی سخن به میان آوردند و برخی سایت ها به تحریک هاشمی دست زدند برای عدم حضور وی در مراسم و خبر از عدم حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انتشار دادند و در دیگر رسانه های خود نوشتند گروهی قصد دارند از سخنرانی سید حسن در مرقد جلو گیری کنند؟........و شاهد بودیم که مردم انقلابی و متوجه به امور در واکنش به سید حسن شعار سر دادند که خواستار قطع ارتباط ایشان با سران اصلی اغتشاشات و فتنه شدند



درمراسم آئین ارتحال امام خمینی(رضوان الله علیه) پدر معنوی و سیاسی ایران,امسال از حساسیت و اهمیت متفاوتی بر خوردار بود .اولا به سبب اخباری که پیش از مراسم در خصوص حضور یا عدم حضور برخی افراد خواص مطرح بود و ثانیا به علت اظهاراتی که از سوی سخنرانی مطرح شد. اما مهم ترین اتفاق این مراسمناتمام ماندن سخنرانی تولیت این آستان (سید حسن مصطفوی) بود

و در این میان نگاه خواص متوجه موضوع هاشمی و احمدی نژادبود و برخی بر این باور بودند که به دلیل حضور این دو چهره سیاسی،خواص یعنی (احمدی نزاد و هاشمی رفسنجانی)در این مراسم حاضر نخواهند شد و چنانچه برخی از سایتهای گج اندیش و مخالف دولت قانونی از عدم ارسال دعوت نامه برای اکبر هاشمی رفسنجانی سخن به میان آوردند و برخی سایت ها به تحریک هاشمی دست زدند برای عدم حضور وی در مراسم و خبر از عدم حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انتشار دادند و در دیگر رسانه های خود نوشتند گروهی قصد دارند از سخنرانی سید حسن مصطفوی در مرقد جلو گیری کنند؟اما کدام گروه و یا حزب نامی در میان نبودو این پیشگویی ها از سایتهای طرفدار سید حسن و هاشمی رفسنجانی مطرح شد و حال به خوبی تمام آحاد مردم متوجه بودند که  حرکت و رفتار سید حسن اشتباه هست .

و این اخبار تا جای  قوت گرفت که در اجرای برنامه مراسم ارتحال تغییراتی ایجاد کرد و یکی از سایتهای خبری وابسته به دولت نوشت((به موازات تلاش برخی نزدیکان هاشمی رفسنجانی برای منصرف کردن وی از حضور در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی ره برنامه ریزی های برای تجلیل از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط سید حسن در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تدارک دیده شده است "و بر اساس برنامه اعلام شده برای سالگرد ارتحال امام احمدی نزاد رئیس جمهور اسلامی ایران به عنوان سخنران پیش از خطبه ها سخنرانی خواهد کرد و سپس سید حسن خیر مقدم میگوید بر اساس برنامه ریزی انجام شده قرار است در صورتی که هاشمی رفسنجانی بخواهد در مراسم حاضر شود,در این قسمت از برنامه وارد جایگاه شود و همزمان با ورود وی,سید حسن نیز از وی به عنوان یار قدیمی امام روح الله در مقابل اعتراض های احتمالی مردم تجلیل کند ))و این خبرها و تحلیل ها تا جای پیشرفت کرد که یک سخنرانی ناتمام را برای آینده سیاسی سید حسن مصطفوی  در تاریخ ثبت کرد

و شاهد بودیم که مردم انقلابی و متوجه به امور در واکنش به سید حسن شعار سر دادند که خواستار قطع ارتباط ایشان با سران اصلی اغتشاشات و فتنه شدند و این واکنش تا جای بر موج سوار شد که سید حسن مجبور به عقب نشینی از سخنرانی شد و در اولین واکنش به این اقدام یکی از نزدیکان ایشان(حمیدانصاری) در اطلاع رسانی به نقل از سید حسن گویا شد که نظر نوه امام بدین شرح است؛« آن‌چه که مرا بيش از هر چيز رنج مي‌دهد اين است که اين مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودي آن ـ که بزرگداشت ياد و نام امام و به رخ کشيدن عظمت نظام جمهوري اسلامي بود ـ غلبه کرده است.»

و حال باید پارادوکس این واکنش مردمی را جستجو کرد  

از آستانه انتخابات 88بود که زمزمه هاي حمايت سيد حسن از مير حسين موسوي به گوش می رسيد که هر چه به انتخابات نزديکتر مي شديم اين خبر شکل جدي تري به خود گرفت به طوريکه وي در جلسات اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات همگام با چهره هاي ديگر اصلاح طلب وارد ميدان شد اين فعاليت ها همچنان ادامه داشت تا اينکه فعاليت اصلاح طلبان در انتخابات به انحراف رفت و از يک رقابت انتخاباتي تبديل به پيشبرد کودتاي مخملي در کشورمان شد چيزي که آمريکايي ها پس ازبه ثمر رساندن انقلاب نارنجي در اوکراين و انقلاب گل رز درگرجستان در پي ايجاد انقلاب سبز در ايران بودند بنابراين پس از مشخص شدن نتيجه انتخابات سران اصلاحات و حاميان موسوي تصميم گرفتند ابطال انتخابات را اعلام کنند.و در برخي از اين جلسات، ميان چهره هاي سرشناس اصلاحات، سيد حسن هم ديده مي شد.

وي درادامه ورود خود به درگيري هاي سياسي اقداماتي از جمله عدم حضور در مراسم تنفيذ و تحليف رئيس جمهور و عدم همراهي رئيس جمهور و اعضاي کابينه نهم در مراسم تجديد ميثاق با آرمان هاي امام راحل را انجام داد.

اين رفتار تا آنجا ادامه يافت که در آستانه راهپيمايي روز قدس88 سايت رويداد با انعکاس خبري به نقل از يک منبع آگاه آورد سيد حسن گفته است : بيت حضرت امام (ره) نيز همگام با ديگر اقشار جامعه روز جمعه در راهپيمايي روز قدس شرکت خواهند کرد تا انزجار خود را از هر گونه خودکامگي و تجاوز به حقوق انسانها نشان دهند.گرچه اين روزها براي ياران امام و انقلاب روزهاي سختي است اما حضور بيت امام در کنار مردم و ياران صديق انقلاب همچون هاشمي ، خاتمي ، موسوي و کروبي پيام روشني به کساني است که مي خواهند خط امام و تفکر ايشان را از جامعه حذف نمايند.

سيدحسن به اين هم اکتفا نکرد.او شامگاه يکشنبه 29 شهريور با حضور در منزل دبيرکل حزب مشارکت از خانواده متهمان کودتاي مخملي دلجويي نمود.
 
و این رویه سیاسی سید حسن مصطفوی تا جای سرعت به خود گرفت که در مراسم عروسی فرزند یکی از فتنه گران (محسن میر دامادی )حضور پیدا کرد و با خوش و بش در این مراسم با سران اصلی فتنه و قانون شکنان همراه شد

بد نيست سيد حسن از خود بپرسد که اگر در سالهاي دهه 60 فردي از منتسبين به امام راحل به منزل سران جريان معاند با نظام مي رفت و در ديدار با خانواده هاي نيروهاي برانداز نظير عاملين کودتاي نوژه،بازداشت شدگان سازمان منافقين ، حزب توده و فدائيان خلق از آنان دلجويي مي نمود ، امام خميني (ره) چه برخوردي با وي مي نمود که امروز اخبار حضور سيدحسن مصطفوی را در مراسمات و منازل متهمان کودتاي مخملي و فتنه بايد جست و جو نماييم.

اما جناب آقای سید حسن مصطفوی این سوال را خود از خود کنید؛آيا امام براي نزديکان خود قداستي قائل بود؟

اين روزها شاهديم بسياري از دلسوزان نظام مقدس جمهوري اسلامي توصيه هايي را به سيد حسن مبني بر اشتباه بودن راه پيش گرفته از سوي وي کردند که مخالفان آن رابرنتابيدند و علت آن را قداست داشتن بيت امام عنوان کردند اين در حالي است که حضرت امام (ره)همواره خويشاوندان سببي و نسبي خويش را از ورود به عرصه سياست منع مي فرمودند همانطورکه تاريخ نشان داده امام (ره) برخورد شديدي با سيد حسين فرزند سیدمصطفي خميني کردند و حتي به گفته شاهدين برخورد امام در اين موارد با نزديکانش بسيار قاطعانه تر بود.

به راستي اگر حضرت امام (ره) اکنون در قيد حيات بودند در برخورد با ديگرنوه خود چه مي کردند؟
 
يکي از چهره های سياسي نزديک به حضرت امام در پاسخ به اين سؤال بنده گفت: امام بسيار قانون گرا بودند و روحاني و فاميل و غير فاميل را در برابر قانون و يکسان مي دانستند و همانطورکه شواهد تاريخي پاسخ اين سؤال را به روشني مي دهد و آن اينکه حتما حضرت امام بار ديگر همان پاسخي که به سيد حسين دادند به سيد حسن هم مي فرمودند:" جواني براي همه خطرهايي دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه مي‌شود . من ميل دارم کساني که به من مربوط هستند در اين کوران‌هاي سياسي وارد نشوند ؛ من اميد دارم که شما با مجاهدت در تحصيل علوم اسلامي و با تعهد به اخلاق اسلامي و مهار کردن نفس اماره بالسوء ، براي آتيه مورد استفاده واقع بشوي ؛ من علاوه بر نصيحت پدري پير ، به شما امر شرعي مي‌کنم که در اين بازي‌هاي سياسي وارد نشوي و واجب شرعي است که از اين برخوردها احتراز کني ؛ من به شما امر مي‌کنم به حوزه علميه قم برگرد و با کوشش ، به تحصيل علوم اسلامي و انساني بپرداز

و حال مردم مومن و انقلابی پیرو خط امام خمینی روحی فداء حق دارند به حرکت ها و کردار شما واکنش نشان دهند و شعار سید حسن باز گرد سر دهند 
 
الیس به صبح القریب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 2:0  توسط سید 

عالی جنابان سبزو زرد پوش در بند و تبصر2>>> من نبودم دستم بود



در مقاله قبل در باب عالی جنابان زرد پوش که در بند و تبصر برای خودش هست به یک مثال قدیمی روی آوردیم که ((من نبودم دستم بود ))و در این مثال هزاران چیز یا بهتر بگویم چیزها نهان و جا گرفته است و استاد درک و بینش مفهوم این مطالب را فراگیرهستند

اما سخنان بعضی از عالی جنابان زرد پوش در جای خود هم سوال برانگیز است هم جای فکر کردن که پس از 30ده از گذشته انقلاب چگونه فرمایش امام راحل و مقام ولایت  را زیر پا گذاشته و سخن از گروه های ترد شده نظام را بیان میکنند ودست بیت با آنان میدهند و قولهای ؟؟و برای یک رای عمر سیاسی خود را لجن مال میکنند .
و گروهی دیگر از دزدان دیروز مدد خواهی میکنند برای پیشرفت این کشور عزیز
و باز هم گروهی برای اینکه بگوید هستم و خواهم بود اسرار نظام را هویدا میکند
الذا جای سوالها بسیار هست همراهی و پشتیبانی اعضای دولت اصلاحات جالب است تا جایی رسید که جهانگیری با انتشار نامه‌ای در هفته های گذشته درآستانه انتخابات و در حمایت از دولت سابق، دستاوردهای دولت نهم را زیر سوال برد.اینجا یک فرد سیاسی هوش یا چایش سرد میشه یا بهتر بگم یخ میزنه  وی آمارهای ارائه شده از سوی رئیس جمهوری را غیرواقعی و تخیلی دانسته بود..جناب اسحاق خان شما دیگه چرا شما که هنوز سو مدیریت دارید و هنوز پ.....باز است برادر من
و بازهم در جای دیگر از خاله های  اصلاحات با بیان و زیر سوال بردن ارزشها پای خودشان را دراز کردند

خانم سهیلا جلودار زاده در همایشی با پرتاب سخنی: اگر دولت نهم دولت دهم شود باید همه چادر و رئیش بگذاریم ؟ویا جمیله کدیور در آن طرف رینگ برای اینکه بگوید منم هستم میگوید فرقه ضاله بهائیت را به عنوان یک شهروند میشناسیم و این حرفها که برای پاک بودن سایت از نوشتن حرفهای تو خالی این خاله ها جلو داری میکنیم

ولی در جای خود جالب هست تخریب‌کنندگان دولت نهم حتی سعی میکنند  که استقبال پرشور مردم ارومیه. قزوین و.... از همه نمایان تر یزد شهر بسیار حساس بعضی ها  را از احمدی‌نژاد، تحت تاثیر خبری توهین‌آمیز و بدون منبع قرار دهند. آنان بدون ارائه سندی در اثبات خبر خود مدعی شدند که در این شهرها  کفشی یا گاز اشک آور به سوی اتومبیل احمدی‌نژاد پرتاب یا زده شده است.که جالبی این مطالب یا خبر در این هست که ؟شما از کجا میدانید چی بود یا چی شده .باز هم به قول شاعر نامی ((من نبودم دستم بود)) .اون که خبر داد خودش .....

یا در جای دیگر تلاش مخالفان در حمله به اقدامات و سیاست‌های دولت و تخریب احمدی‌نژاد در حالی سیر صعودی خود را طی می‌کند که رئیس جمهور در اقدامی بی‌‌سابقه در چندین هفته گذشته به تمامی مسولان دولت دستور داد تا "از فعالیت‌های انتخاباتی کاندیداها جلوگیری نکنند" و حتی "فضا را برای بیان دیدگاه‌های آنان فراهم کنند".

همچنین پس از آنکه بیانیه دفتر رییس جمهور و تاکیدات مسئولان وزارت کشور در مورد صیانت از ساحت اخلاق و فرهنگ در جامعه و خودداری از تخریب و روش‌های تبلیغاتی غرب با بی تفاوتی این احزاب مواجه شد،

احمدی‌نژاد به رفتارهای غیر اخلاقی برخی جریان‌های سیاسی واکنش نشان داده و در جمع مردم ارومیه بر رعایت اخلاق در جامعه تاکید کرده بودند.

و چه زیبا کلامیست فرمایشات رهبر انقلاب اگر بخواهیم ریز نگاه  باشیم باید بگویم پیش از این انتخابات در خطبه های نمازجمعه ماه رمضان گذشته و در سفر اخیر ایشان به کردستان و سخنرانی های که هر کدام تیریس به سوی دشمنان این انفلاب با اشاره به نزدیک شدن فضای انتخاباتی، از همه شخصیت‌ها و رسانه‌ها خواسته بودند تا از تخریب غیر منصفانه دولت بپرهیزند و به جای آن، اگر راه حلی برای مشکلات کشور دارند، آن را ارائه دهند. مقام ولایت همچنین در سخنرانی دیگری به "بی‌بند و باری مطبوعاتی علیه دولت نهم" اشاره کرده و سایت رهوا در مقاله بیانیه انتخاباتی خود به آن اشاره کرده بوددر باب اخلاق رسانه ای


به نظر می‌رسد گسترش "تخریب" علیه دولت نهم از ترس تخریب کنندگان از نتیجه انتخابات حکایت دارد، ترسی که به واسطه پیوند و جایگاه مردمی احمدی‌نژاد و دولتش ایجاد شده و مخالفان را بر آن داشته است که این پیوند را با تخریب و سیاه‌نمایی علیه دولت، به جدایی تبدیل کنند و به نفع کاندیدای خود رقم بزنند

که این تخریب ها یک اشتباه برزگ هست در نو خود چون مردم عزیز و غیور ایران بحمدالله از درک و فهم بسیار بالای در زمینه تشخیص انتخاباتی برخوردار هستند و بعد از انتخاب حقیقت رو سیاهی به بدنه عالیجنابان زرد پوش میماند


ومکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین
فرزند مکتب و ملت ایران

سید محمدمیر اسماعیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:6  توسط سید 

عالیجنابان زرد پوش در بند و تبصر1>>> من نبودم دستم بود


من مظلوم .من بیچار.من مافیای سیگار. من خریدار زمینهای لواسان. من منتقد. من امام زاده .من اقتصاد دان که اصلا اقتصاد نمیدانم. من که بازی چه دست خاله مدیریت ها هستم . 

در حالی که احزاب و رسانه‌های دوم‌خردادی یا به قول خواص زرد با مظلوم‌نمایی، دولت کریمه رابه تخریب خود متهم می‌کنند، منابع خبری و منابع آگاه افشا کردند که برخی سران اصلاحات، کمیته‌هایی منسجم برای تخریب دولت تشکیل داده‌اند.

این  پروژهای تخریبی و سیاه‌نمایی علیه دولت نهم که همزمان با روی کار آمدن این دولت آغاز شده است در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به شکل سازماندهی‌شده و کمیته‌ای و به شیوه‌های جدیدی پیگیری می‌شود.

که بعضی وقتها شاهد چهره های هستیم که در لباس گرگ مخفی شدند و با مظلوم نمای خودشان را سر کار گذشته اند اما اگر نخواهیم نامی ببریم که همچون خود آنان خواهیم بود الذا افشای لایه درونی این پروژه و ردپای نزدیکان خاتمی در آن پرداخته میشود : گروه موسوم به " راه اندازی جنگ روانی علیه دولت " که فعالیت خود را از نیمه اسفندماه و با نظارت و راهنمایی ویژه سعید حجاریان در موضوعات جنگ روانی شروع کرده اند، که این پک دورغ برزگ است و با کمی دقت در این پروژه این تفکر مثل خورشید نمایان میشود که نهضت آزادی هدایت این گروه را به دست دارد و به قول شاعر اصلاحاتی این از من نبودم دستم بود آب میخورد که حدود 190 نفرطنز نویس که با نام جدید اس ام نویس در یک هفته به انتخابات شروع به فعالیت خواهند کرد .اما در اصل 108 نفر هستند که هرم اصلی این گروه یکی از کارگردان به نام سینمای طنز ایران می باشد به نام (م.م)می باشد که  از چهره‌های طنزپرداز کشور را در محلی تحت عنوان دفتر ظفر (واقع در خیابان ظفر) سازماندهی کرده و قصد دارد با طراحی و ساخت بیش از 4میلیون پیامک و بلوتوث، تخریب اصولگرایان و دولت کریمه وارد مرحله کم‌سابقه‌ای شوند


و جالب این هست که این گروه که همه جا میگویند من نبودم دستم بود با هماهنگی با یکی از شرکتهای سایتی ارسال اس ام اس انبوه در این فکر فرو رفته اندکه رد پای از خود در این جریان به جا نگذارد اما بیان افراد که بنا بر اعلام منابع نزدیک به اصلاح‌طلبان پایه حقوق هر یک از آنان 800 هزار تومان تعیین شده است، ماموریت دارند تا فعالیت‌های خود را در روزهای آغازین خرداد آغاز کنند .


سیاست "تخریب" و "سیاه‌نمایی" عیله دولت در حالی صورت می‌گیرد که تخریب کنندگان و رسانه‌های وابسته به آنان همزمان تلاش می‌کنند تا با مظلوم نمایی، خود را قربانی تخریب و بداخلاقی سیاسی معرفی کنند.

و بعضی از این کانیدادها با مظلوم نمای کامل وبه معرفی حقیقی خود با نام  من مظلوم .من بیچار.من مافیای سیگار. من خریدار زمینهای لواسان. من منتقد. من امام زاده .من اقتصاد دان که اصلا اقتصاد نمیدانم. من که بازی چه دست خاله مدیریت ها هستم .

اما در میان این آقایان یکی که پس ازهمه مورد حمایت اطرافیان خاتمی، وی را به اصرار و اجبار به صحنه انتخابات کشاندند،موجی از "تضعیف" و "تخریب" علیه رقیبان به راه افتاد. این موج از آنجایی سرعت گرفت که سایت‌های خبری اعلام کردند یک کارگردان مشهور سینما مسئولیت ساخت نزدیک به 15 فیلم در موضوعات مختلف و با محوریت سیاه نمایی علیه دولت را بر عهده گرفته است.

اما من نبودم دستم بود :این کلیپ‌ها که سفرهای استانی، امنیت اخلاقی و اجتماعی و مسائلی چون ماجرای مشائی و کردان را در دستور کار قرار داده‌اند، صرفا انعکاسی تیره و تاریک خواهند داشت.

طبق اطلاعات رسیده این فیلم‌ها پس از تولید در اختیار سایت‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب قرار داده می‌شوند تا با انتشار عمومی آن عملا اقدامات تبلیغی خود علیه جریان اصولگرایی را رقم بزنند.

به دنبال این پروژه، در یکی از تجمعات انتخاباتی یک نامزد مشهور دوم‌خردادی در یکی از استان‌های غرب کشور، هواداران این نامزد خواستار فرستادن صلوات برای نابودی احمدی‌نژاد شده بودند.

اما تخریب دولت نهم در ادامه با اقدام هماهنگ و چراغ سبز رئیس بنیاد باران به طرفدارانش همراه شده است. وی در سفرهای تبلیغاتی و انتخاباتی خود به شهرهای یاسوج و بوشهر، ....با متهم کردن دولت نهم به کم‌کاری و بی‌تفاوتی به مناطق محروم، دولت اصلاحات را آغازگر بسیاری از اقدامات ملی و استانی سه سال اخیر معرفی کرده بود.

این مقاله ((عالی جنابان زرد پوش)) که در بند و تبصر1>>> من نبودم دستم بود 

ادامه دارد 

ومکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین

فرزند ملت ایران

به قلم :سید محمدمیر اسماعیلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:2  توسط سید 

آنان که مشایی را نمیشناسند بخوانند

bcugohiwws_.jpg

مشائی يکی از معدود افرادی است که حسين شريعتمداری در کيهان,زاکانی در جهان ,توکلی در الف ,اصحاب رضایی و قالیباف در رسانه های مرموز زنجیره ای خود عليه او بسيار قلم زد، اما فايده ای نکرد. ‏نظرات وی عموماً شنيدنی است؛ هم از لحاظ بديع بودن و هم از اين نظر که از زبان معاون رئيس جمهوری بيان می ‏شود که ادعای ارزشی ترين دولت پس از انقلاب را دارد.

مشایی یک مومن و یک مدیر  ولایت مدار است به صورت بسیار شفاف میتوان گفت او یک روشن فکر مذهبی  در چهار چوب قانون وزین جمهوری اسلامی ایران است و یک مدیر روانشناس در زمینه جنگهای روانی  یا با دیدی همچون شهید مطهری و دکتر علی شریعتی به انقلاب و مدیریت نگاه میکند لذا چکیده این بینش را میتوانیم به سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی ختم کنیم که بارها بیان و در قلم عنوان میکرد که اسلام و انقلاب ما باید بیشتر و بهتر عریان و شفاف تر شود تا نسل بعدی با بن بست ها برخورد نکنند

حمله به مهندس مشایی از کجا آغاز شد 

مهندس رحیم مشایی در یک سخنرانی خود با شفاف سازی در زمینه سیاستهای نظام جمهوری اسلامی  ایران گفت :


آقاي هاشمي و برخي از نخبگان سياسي و مذهبي در كشور، زاويه اي از ابتدا با مقام معظم رهبري در موضوع مديريت جامعه داشتند که این زاویه در هشت سال اصلاحات بزرگتر شد. آقاي هاشمي مايل بود از پشتيباني عمومي و مردمي براي فشار بر رهبري استفاده كند تا مشي رهبري در اداره امور كشور تغيير كرده و آنچه كه آنها مايل بودند، اتفاق بيفتد
در همین جلسه مشایی بیان میکند :
اما ما نخواهیم گذاشت بار دیگر جام زهر به دست رهبری ایران داده شود من (مشایی) و احمدی نژاد فدای یک تار موی ولایت, برای آقا و رهبرمون حضرت آیت الله خامنه ای سر خود را هم خواهیم داد"

اما بازيگران صحنه هاي سياسي ناجوانمردانه میخواهند او را فردی در مقابل ولایت معرفی کنند که این دروغ و تفکری آلوده ای بیش نیست و در گودال تفکرات پوپولیسم خود میخواهند از رهبری خرج کنند و احمدی نژاد را در مقابل رهبری نشان بدهند

برای خواندن باقی به ادامه روجع شود




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 0:53  توسط سید 

رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد؛ او دلداری است

حضرت علامه استاد الحق عارف کامل آیت الله آملی ((حفظه الله))

حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند. نظر به اهمیت این سخنان، رجانیوز متن کامل سخنان معظم له پیرامون سجایای رهبر معظم انقلاب را به همراه فایل تصویری سخنان ایشان در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد:

رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمني، ‌موحدي،‌ سيّاسي، دلداري، رهبري، انسان رباني، پاك،‌ منزه، كه دنيا شكارش نكرده من جايي [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:
نه شكوفه‌اي، نه برگي، نه ثمر، نه سايه دارم / همه حيرتم كه دهقان به چه كار كشت ما را

قدر اين نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر اين رهبرِ وليّ وهمان عبارات كه سرور عزيزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبري، وليی، الهي.

الآن اين انسجام ما، تكليف شرعي ماست. مبادا عزيزان! آقايان مبادا! (اين "مبادا" را توجه داشته باشيد)

مبادا آقايان! اول انقلاب يادتان هست چند فرقه برخاستند كه مي‌خواستند كشور را تجزيه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا اين وحدت ما را! مبادا اين جمعيت ما را! مبادا اين كشور علوي را! مبادا اين نعمت ولايت را! از دست شما بگيرند.

خدايا به حق پيغمبر و آل پيغمبر سايه اين بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي، حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.

و الهي آمين، الهي آمين، الهي آمين. بعدد كلماتت آمين.

 

فایل تصویری

تقدیم نامه علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری که در ابتدای کتاب " انسان و عرفان "

همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1373 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند، این متن ادبی و محبت آمیز به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الم تک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی

منبع: رهوا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 3:41  توسط سید 

امام:به خدا كمرم شكست

امام روح الله:به خدا كمرم شكست

اظهارات افشاگرانه شیخ عبدالله نوری درباره ظلم منتظری به امام خمینی .ره.این مقاله گوشه ای از کلام سید احمد خمینی میباشد .

"یک روز بعد از این که حکم استعفای آقای منتظری را امام امضاء کرد، وارد اتاق شدم، ‌دیدم نامه آقای منتظری در دستش هست، ‌از زیر عینک قطرات اشک، آمده روی محاسنش، دارد گریه می کند. نشستم کنار امام، البته با صدا گریه نمی کرد؛ فقط اشک می ریخت و نامه آقای منتظری را داشت می خواند. نشستم کنار امام. امام همچنان مشغول اشک ریختن و خواندن نامه بود. خواستم که امام، چون دکترها گفته بودند که خیلی مراقبش باشید، ‌نگذارید گریه کند، ناراحت بشود. ‌سرم را بردم جلو، توی صورت آقا نگاه کردم که یعنی من دارم می بینم که داری گریه می کنی، بلکه آقا دست از گریه بردارد. آقا عینکش را گذاشت توی پیشانیش و یک نگاهی به من کرد، گفت:
"احمد! تعجب می کنی من دارم گریه می کنم؟!"
من دیگه هیچی جواب ندادم!
گفت:
"احمد! به خدا دیگر کمرم شکست. به خدا دیگر اصلا دلم نمی خواهد زنده بمانم ... تو هم دعا کن خدا دیگر مرگ بابایت را برساند. یک عمر فریاد زدم ولایت فقیه، حالا خودم با دست خودم، باید قسمت اعظم این ولایت فقیه را ذبح کنم، قربانی کنم! احمد تعجب می کنی؟ به خدا کمرم شکست!"
امام هیچ وقت قسم نمی خورد. گفت: "احمد! به خدا کمرم شکست
منبع: رهوا
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 3:36  توسط سید 

نامه تاریخی امام به آقای منتظری

آقای منتظری بروید ولی یادتان باشد دل امام را خون كردید....

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی و ادیب .چند روز پیش که منتظری به رحمت رفت و لیبرال‌هاو منافقین را عزا دار کرد .بسیار برایم جالب بود که چرا در تشیع جنازه این فرد روحانیت زیاد شرکت نکردند.و قوم اموی حضوری سیاسی داشتند 

و رفتم در آرشیو مقالات نگاهی کردم که چشمانم به نامه تاریخی امام امت ؛ پدر پیر جماران امام روح الله افتاد .این نامه بسیار زیبا و با معناست گویا امام در زمان نوشتن این نامه آینده را دید و این نامه را قلم زده بودند

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند. به قدری مطالبی كه می‌گفتید دیكته شده منافقین بود كه من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید كه چه خدمت ارزنده‌ای به استكبار كرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید كه او را نكشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی كه بسیار است و من حال بازگو كردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وكیل من نمی‌باشید و به طلابی كه پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً

مقدم بر نظر خود می‌دانید -كه مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید كه آخرتتان را خراب‌تر می‌كند-، با دلی شكسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌كنم دیگر خود دانید:

1 - سعی كنید افراد بیت خود را عوض كنید تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملكت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین كه به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌كرده كه مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه كارهاتان را ادامه دهید مسلما تكلیف دیگری دارم و می‌دانید كه از تكلیف خود سرپیچی نمی‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد كردم كه از بدی افرادی كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نكنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام كه رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.

من كار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تاثیر دروغ‌های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌كنند نگردند. از خدا می‌خواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.

 

یكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوی الخمینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 3:49  توسط سید 

حسین می خوانمش

آجرک الله فی هذه المصیبات یا صاحب الزمان

سلام بر سید غریب و مظلوم دلمان مهدی فاطمه آن یگانه عزا داره ,خون خواه اربابمان حسین بن علی علیه السلام

مهدی جان خوب میدانم که حسین را منتظرانش کشتند سیدنا معرفتی عنایت کن تا بدونه هیچ امتحانی به شما برسم یا مهدی جان 

آنان که حسین را بهتر شناخته اند از مردانگی اش می گویند، اکثرا از مظلومیتش که نمی دانم چرا درکش نمی کنم و من می خواهم از تنهایــیش !بگویم

...
و حــســـین
میان همه اینهــمه
که نامش را فریاد می کنند
میان اشکهایی
که به یادش می ریزند
پشت همه داربست های بلند
پشت همه پرچم های سیـــاه و سبــز و ســرخ
!در میان ایــــنهمه هیـــــــــچ
!گم شده است و تنهاست
!!!دشمنانش
آشکــــــــــارا
! توان مبارزه با او را ندارند
و تنها سلاح حقیرشـــان
زبان یاوه گویـــشان است
مثل ماهــی
دهانشان باز و بســـته می شود
و اصواتـــی نا مفهوم و پوچ
از آنها خارج مــی شود
و یارانـــــــــش؟
کجـــــــــــــــــــــایند؟؟
...
آری حســـین
بیشتر از مردانگـــی اش
سرشار تر از عزتــــــش
بزرگــــتر از نامش
تنـــهــــاســت
اینگونه است
و جز این نیست
که هنــــوز
حـــســــیــــــن
مــی خوانـــــمش

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 15:48  توسط سید 

کردان برای همیشه تنها ماند

مردم پس از خواندن خبر فوت کردان زیر لب با تعجب و گاهی به طعنه می پرسیدند, چه طور شد که حالا مرد؟ اوکه سالم بود! 

اینکه فشارهای روحی در سال  گذشته سبب شدت گرفتن ببیماری کردان بوده است,  مردم عادی را که شاهد تراژدی کردان در مجلس بودند را نیز متاثر کرد.

پیش تر  که موفق به گفت و گویی دو روزه با او شده بودیم, نه گله ای داشت و نه اندوهی. تنها در تعجب بود از دوستان سال های نه چندان دورش مثل  آقای لاریجانی  که  سال ها برایش و بجایش  صدا و سیما را مدیریت کرده بود, لاریجانی ای که خود تایید کننده  توانایی مدیریت کردان  برای  وزارت کشور نزد رهبر انقلاب بوده است و به یک باره می شود صحنه گردان نمایشنامه مرگ کردان که تنها کمی قبل از فوت همیشگی کردان اجرا شد, زمان گرفتن رای اعتماد در مجلس به او گفته بود باید محکم باایستی و ما هم می ایستیم [...]   

از عبدالله جاسبی گفت که روز اسیضاح با او تماس گرفته و خواهش می کند حالا  که می رود تا  آب رویش را بریزند, مواظب باشد تا  مبادا چیزی  هویدا کند که آب رویی از او برود. می گفت با هم رفیق بوده اند و جاسبی وقتی فهمیده در انتخابات ریاست جمهوری او به توکلی رای داده بسیار ناراحت شده است [...]

توکلی هم برایش سنگ تمام گذاشت در مجلس. می گفت تا چند سال قبل آقای توکلی هر کاری شروع می کرد من رو دعوت می کرد. همین روزنامه فردا را که راه انداخته بود یکی از کسانی که برای شورای سیاست گذاری دعوت کرده بود، من بودم و تا زمانی که روزنامه را درمی آورد من می رفتم آن جا و نظر می دادم که روزنامه چگونه در بیاید و چگونه در نیاید و چگونه عمل بشود. نمی دانست توکلی وزیر کار دیپلم دولت آقای رفسنجانی به خاطر  اجازه نگرفتن از  او برای تصدی وزارت, به گفته اش که آب روی او را خواهد ریخت عمل میکند[...]

در تعجب بود از آقای فاکر  که از زمان منبرهای دوران مبارزه اش در ساری تا پس از پیروزی انقلاب او را می شناخته و حتی در بسیاری از پرونده ها به نحوی با او مشورت می کرده و نظر های او را اعمال می کرده و یک باره وی را آماج تهمت ها قرار داد, کردان رفت جایی که با آقای فاکر برای گرفتن حق اش وعده کرده بود[...]

روزهای آخر, هیچ یک از دوستان کردان او را نمی شناختند [...]
روحش شاد و یادش همیشه زنده
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:14  توسط سید 

آنچه که آنها بایددرباره مشایی بفهمند ...



با عرض سلام خدمت تمام دوستان گرامی و عزیز خودم این دست نوشته دوست خوبم آقا محمد هست دیدم بسیار قلم شیوا و حقگوی است گفتم چه خوب هست در وب شخصیم به یادگار باشد

رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس جمهوراز صحبت های آقای مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بسیار می گذرد، اما این قدر این سخنان بازتاب داشته است که هنوز که هنوز است دارند می گویند مشایی فلان حرف را زده است چرا طرد نمی شود، حتی عده ای که خودشان منافق هستند مشایی و خانواده اش را منافق خوانده اند، واقعا هجمه و بی انصافی در مورد رحیم مشایی بسیار ناگوار بود و نمی توان آن را اخلاقی نامید.

کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.

 

عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:32  توسط سید 

دکتر محمود احمدی نزاد تولد مبارک باد

امروز وقتی داشتم به تقویم خودم نگاه میکردم دیدم بالای 6 آبان نوشته ام دکتر میلادت مبارک و یادم افتاد که امروز روز تولد رئیس جمهور عزیز ایران است و محمود احمدی نژاد 54 ساله شد

سال روز تولد رئیس جمهور عزیز ایران جناب آقای دکتر محموداحمدی نژاد را محضر مبارک امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله و خدمت تمام دوستداران و ولایت مداران تبریک عرض میکنیم

و به این مناسبتدست نوشته ای از دکتر محموداحمدی نژاد که سرگذشت خود را در وبلاگ خود نوشته كه البته اكثر آن مربوط به تحولات كشور است تا زندگی خودش تقدیم شما


در این سرگذشت نامه آمده است:

"در ایامی كه اشرافیت شرافت بود وشهرنشینی كمال، در خانواده ای تهیدست در روستایی دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.

از شهریور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوی دوم پانزده سال می گذشت كه پدرم كام مرا با تربت سیدالشهدا باز كرد. از آنجا كه قرار بود شاه كوركورانه ایران را دروازه تمدن غرب كند، طرح های زیادی اجرا شده بود تا ایران به بازار مصرف دیگری برای كالاهای تشریفاتی غرب تبدیل شود  بدون آنكه در زمینه علمی پیشرفتی داشته باشد. فرهنگ ایران اسلامی ما اجازه چنین هجمه ای را نمی داد و مانعی بر سر راه آمال شاه و اربابان بیگانه اش بود. از این رو می خواستند تا آرام آرام این فرهنگ اصیل و مستحكم را كم رنگ كنند تا وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به غرب روز به روز بیشتر شود. در پی اجرای همین سیاستها و رونق ظاهری شهرها، آن سالها سالهای هجوم روستائیان به شهرها بود. پس از پیاده سازی سیاست اصلاحات ارضی وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گردید و روستائیان برای پیدا كردن لقمه ای نان فریب زرق و برق و ظاهر اغوا كننده شهرها را خوردند و شهرنشین یا به بیان دقیق تر "حاشیه نشین" شدند.

بر خانواده ما نیز در روستا بسیار سخت می گذشت. با تولد من كه چهارمین فرزند خانواده بودم فشارها بیشتر شد. پدرم شش كلاس سواد داشت. او آهنگری زحمتكش و سرد و گرم چشیده و با ایمان بود و دین را به خوبی می شناخت. در مسجد حضور پررنگی داشت و قرآن و احكام درس می داد. اگرچه هیچگاه زرق و برق دنیا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهای زندگی او را نیز یك سال پس از تولد من وادار كرد به تهران مهاجرت كند. در تهران محله پامنار را برای سكونت برگزیدیم. برای دور شدن از فضای به ظاهر مترقی و در واقع بی هویت آن روز تهران كه با فشار رژیم شاه ایجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا كرد. من  نیز كمی كه بزرگتر شدم و دوران كودكیم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحانی آن آشنا شدم.

پدرم همیشه روزنامه می خرید. كلاس اول بودم كه با كمك بزرگترها خبر تصویب كاپیتالاسیون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معنی آن را نمی فهمیدم اما از اعتراضهایی كه در حوزه های علمیه به رهبری حضرت امام به آن شد و از برخورد شدید و خشنی كه شاه با معترضین داشت پی بردم كه شاه می خواهد برگ دیگری از تحقیر مردم كشور در برابر بیگانگان را به كارنامه خود بیافزاید. همان سالها بود كه در پانزدهم خرداد، شاه یاران امام (رحمه ا... علیه) را به خاك و خون كشید. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.

...رفته رفته تحمل امام دیگر برای شاه ممكن نشد و از آنجا كه می دانستند كشتن او قیام خونین غیر قابل مهاری در پی خواهد داشت تصمیم گرفتند امام را تبعید كنند تا به زعم خود میان او و یارانش فاصله بیاندازند و انقلابی كه در شرف وقوع بود را مهار كنند...

دوران دبیرستان من همراه با جشن های 2500 ساله شاهنشاهی بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحمیل هزینه های سنگین جشنها و عیش و نوشهای خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجیشان كمر مردم را می شكست. تمام ملزومات این جشنها با هواپیماهای اختصاصی از اروپا به ایران آورده می شد و شاید بتوان ادعا كرد كه جشنهای ننگین 2500 ساله شاه خائن پرهزینه ترین جشن تاریخ تمدن بشری بود.

بگذریم، در چنین شرایطی دیگر پتك و سندان پدر كفاف مخارج خانواده را نمی داد و من مجبور شدم برای كمك به خانواده و تامین خرج تحصیل در كارگاه یكی از همسایه ها مشغول به كار شوم و كانال كولر پرس بزنم. با وجود آنكه بسیار بازیگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. از همان دوران بود كه به معلمی علاقه مند شدم و گاه و بیگاه برای دوستانی كه تقاضای كمك داشتند در خانه یا مسجد كلاسهای تقویتی برگزار می كردم. سال آخر دبیرستان با چند كتاب تست و تلاش شبانه روزی مانند همه كنكوری ها و البته بی نصیب از كلاس های تقویتی كنكور خود را برای این آزمون آماده كردم. قرار داشتن در بحبوحه جریان انقلاب و فعالیتهای مبارزاتی پراكنده علیه رژیم شاه باعث نشده بود كه دچار ضعف تحصیلی شوم و با تلاش مضاعف سعی می كردم تا در كنار فعالیتهای اجتماعی و انقلابی آمادگی علمی خود را نیز همواره در حد مطلوب نگه دارم.

 صبح روز امتحان كنكور مطمئن بودم كه رتبه ام  تك رقمی خواهد بود اما تقدیر چنان رقم خورد كه در جلسه امتحان دچار خونریزی بینی شوم. با این حال رتبه 132 ریاضی هم رضایت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسی عمران -  در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پیروزی انقلاب پذیرفته شوم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 3:30  توسط سید 

گفتگوی بنده با شیعه آنلاین

میر اسماعیلی: مسجدالاقصي تا ۲ سال ديگر تخریب خواهد شد!

بيت‌المقدّس محلّ اوّلين قبلة مسلمانان، دومين مسجد اسلام، سومين حرم شريف (بعد از مکه و مدينه) و بنا به فرموده‌اي از امام علي(ع) يکي از چهار قصر بهشتي در دنياست که اين چهار قصر عبارتند از: مسجدالحرام، مسجدالنبي(ص)، مسجد بيت‌المقدّس و مسجد کوفه.

صهيونيست هاي اشغالگر حدود 70 سال است كه بخش هاي زيادي از سرزمين مقدس فلسطين را اشغال كرده و هر روز هم براي اشغال و يهودي كردن ديگر مناطق آن تلاش مي كند. اين اشغالگران علاوه بر اشغال،‌ چندين سال است كه حفر تونل در زير مسجد الأقصي را آغاز كرده و به نظر مي رسد تا ريزش كامل و منهدم شدن اين مكان مقدس،‌ كار خود را متوقف نخواهند كرد.

در همين راستا خبرنگار "شیعه آنلاین" با هدف بررسي جديدترين تحولات فلسطين و سوابق تاريخي برخي فعاليت هاي صهيونيست‌ها گفتگويي با "سید محمد میر اسماعیلی" کارشناس امور ادیان و مذاهب انجام داده كه به شرح ذيل است:

جناب آقای میر اسماعیلی، در نظر داريم ابتدا با شما درباره نسل کشی در فلسطین به دست یهودیان گفتگوی داشته باشیم و نظر جنابعالي را دراین باره بدانیم؟

میر اسماعیلی: با عرض سلام محضر مبارک امام خوبان حضرت حجت آقا صاحب الزمان(عج) و عرض سلامی خدمت شما و دوستان شما. با توجه به اينكه بنده حدود 8 سال هست که نظر فکریم را به سمت تفکرات خطرناک و بسیار آلوده قوم یهود متمرکز کرده ام و با نگاهی که از این جریانات خرافی که از مبلغان دروغ گوی یهود و مسیحیت سر منشه گرفته است که تا آنجا که نسل کشی ها و حفاری زیر بیت المقدس را آغاز کردند، به نظر بنده مبلغان یهودی و مسیحیان سر منشه این همه جنایت هستند. بدین ترتیب که اگر بخواهیم با نگاه عریان ریشه یابی کنیم باید به دو بخش بیت المقدس و جنگ صلیبی تقسیم کنیم که بهانة جنگ‌هاي صليبي، که تا دو قرن، در چند نوبت دامنه يافت، اختلاف ميان مسلمانان و مسيحيان بر سر امکنة مقدّس بود. دروازه‌هاي بيت‌المقدّس، که در قرن اوّل هجري به تصرّف مسلمانان درآمده بود، تا اوايل قرن پنجم هجري، براي زيارت، به روي مسيحيان باز بود.

همین گفتگو در سایتها

شیعه آنلاین, خبری رهوا,قلم پرس,موسسه فرهنگی فهیم,وبلاگ عاشق خدا

وعده صادق

برای خواند باقی به ادامه بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:19  توسط سید 

محمد نوری زاد _چه شد كه از پيمان خود بازگشتي؟

آدم ها ناگهان از يك ايده و انديشه اي كه مدت ها براي آن زحمت كشيده اند و به آن معتقدند نمي بُرند حتي اگر به زور و به مصلحت اعلام بُريدن كنند اما در نهان خود همواره به آن سمت كشش دارند به عنوان مثال اگر يك كمونيست در شرايطي مجبور به اعلام مسلمان بودن كند حتماً هنگام بحث اقتصادي به حديث هايي علاقه مي ورزد كه نگاه قبلي او را تاييد مي كند و كساني را متقي مي داند كه نگاه قبلي او را در قالب اسلام بيان كنند و... اما منافق به مرور زمان عقيده مند شده ولي هرگز ايمانش كامل نمي شود، چون عهد با شيطان را نمي گسلد. منافق در دل به چيزي ايمان دارد و در عمل تكليف ديگري انجام مي دهد حتي اگر كسي هم نبيند كار ديگر مي كند و نمي تواند صادق باشد. بعضي فكر مي كنند منافق دست خودش است و مي داند چه مي خواهد، ولي از ترس شرايط سكوت مي كند و حرف ديگري مي زند. البته اين عمل منافقانه است،اما عمل منافقانه شرط لازم براي منافق بودن است،اما شرط كافي نيست.

شايد مومني در شرايطي حركتي منافقانه انجام دهد و آنگاه توبه نمايد، اما منافق دلش مريض است بذر نفاق در دل او چنان ريشه دوانده كه نمي تواند رو راست باشد، حتي با خودش. اساساً نمي داند چه مي خواهد، منافق مريض روحي-اعتقادي است و مانند انسانهاي دو شخصيتي كه گاهي بدون اين كه ادا درآورند خود را ديگري مي پندارند و گاهي قتل انجام مي دهند در حالي كه شخصيت اصلي او تاب توان كشتن جوجه اي را به لحاظ روحي ندارد. در قلب منافق بذر نفاق سال هاي سال وجود داشته و در دلش ذره ذره رشد كرده است. ريز ريز همه جاي ذهن و قلب آنها را گرفته اما در مواقعي اين نفاق خود را نشان مي دهد البته اگر اين آدم ها  قصه و نمايش نويس و يا فيلمساز و كلاً هنرمند باشند، خيلي زود نفاقشان برملاء مي شود و خاص و عام متوجه آن مي شوند. اما آدم هاي معمولي ممكن است ده سال به اين مرض دچار باشند و كسي نفهميده باشد ولي هنرمندان با چند فيلم كه مي سازند، يا قصه اي كه مي نويسند، يا شعري كه مي سرايند، شخصيت خود را بروز مي دهند.

حقير بر آنم كه چرايي اين مطلب را در حد بضاعت ناچيزم دراين مقال بنگارم و بگويم چرا هنرمندان و علي الخصوص فيلمسازان در اين عرصه نفاقشان سريع برملا مي شود .


باقی مقاله در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 4:34  توسط سید 

یاران "خراسانی" آماده باشند

در آغاز چهاردهمین قرن هجری قمری،بارقه های حکومت  جهانی چهاردهمین معصوم ، درخشید وانفجار نور انقلاب اسلامی ایران،چشم ها را روشن کرد.
روایات پیرامون  ظهورمنجی،بشارت قیام مردی از قم را نوید داده بودند واینکه حکومتی که او بنا می کند زمینه ساز ومتصل به حکومت حضرت مهدی(عج) می گردد.
روایات از" سید خراسانی"سخن گفته اند،که پرچم  حکومت  او قبل از ظهور، بر فراز ایران به اهتزازدر می آید.
"سید خراسانی" فرماندهی دارد، بر خاسته از متن مردم واینکه تا قبل ازانتخاب به سرداری ، نا شناس وگمنام است.
اوازاهالی ری(تهران)است ، " شجاع، سختکوش وهوشمند"است، او ویارانش قلبهائی از پارههای آهن گداخته دارند وعلی رغم داشتن قامتی میانه، در برابر زور گویان قد علم می کند ،گردن گردنکشان را می شکند ،سدهای آهنین را می شکافد وموانع را از سر راه بر می دارد.روایات ،او را با نامهای گوناگون یاد کرده اند، یکی از آنها  "صالح" است.
پنجمین سوره قرآن ، سوره مائده ،در پنجاه و چهارمین آیه خود می فرماید:یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه،اذله علی مومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومه لائم.....ای کسانی که ایمان آورده اید  هر کس از شما بازگردد از دین خود،همانا خداوند ،قومی را بجای آنها می آورد که دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند،آنان در برابر مومنان فروتن ودر برابر کافران ،گردن فرازند،در راه خدا تلاش می کنند ودر این راه از سرزنش سرزنش کنندگان نمی هراسند.
از پیامبر گرامی اسلام در مورد این آیه سئوال شد،ایشان به سلمان فارسی اشاره کردند و فرمودند: "این راجع به سلمان و قوم اوست...."
  اکنون  شاهدیم که وعده الهی تحقق یافته،در حالی که عده ای با دسیسه های شوم خود قصد استحاله نظام  وانحراف آن به سوی سوکولاریزم را داشتند، به تعبیر رهبر عزیزمان "بطور معجزه آسا، پس از گذشت سی سال، مردم  فردی را بر می گزینند که وفادار به مبانی اولیه انقلاب و امام راحل است ،بحمداللَّه ملت ايران همت كردند و آنچه كه ميخواستيم، شد"
مردم به اصول اولیه انقلاب وفادارند،  اصولی که مسئولین را به تواضع در برابر مستضعفین و ایستادگی در برا بر مستکبرین،توصیه مینماید.
وسفارش می کند:  در راه خدا ازهیچ  سرزنشی ترس نداشته باشید .
پیامبر عزیز در ادامه فرمودند:"...اگر علم درثریا(فضا) باشد مردانی ازفارس( ایران) به آن دست میابند"
و ما  هم اکنون میبینیم ، با" اراده کار آمد و همت نافذ  "مردانی با" امید" ، فضا جولانگاه علم ایرانیان گردیده. 
و قرآن کریم درادامه آیه  فوق بشارت میدهد:...فان حزب الله هم الغالبون
قبل از ظهورمنجی، فتنه های متعددی در جهان برمی خیزد، در ایران "سید خراسانی"با این فتنه ها به مقابله می ایستد،عده ای برای کسب منافع مادی ومقامهای دنیوی ،با ایجاد شک و تردید در جامعه به  آشوب واغتشاش دست می زنند تا  حکومت "سید خراسانی" را تضعیف کرده ، مطامع خود را بدست آورند.
یاران خراسانی" سید" ،به فرماندهی"صالح" با دلبستگی کامل به رهبر و مقتدای خود ،او را یاری نموده،آتش فتنه را  خاموش و فتنه گران را منکوب می کنند .
در این حوادث حتی برخی از خواص ونخبگان جامعه نیز دچار لغزش و اشتباه می گردند  و"چون چرب و شیرین دنیا به دهانشان مزه کرده " ، به حمایت از بانیان فتنه بر می خیزند و در این آزمون خطیر" مردود" می گردند وبدتر آنکه بسیاری از دوستداران خود را نیز به این گرداب کشانده باعث ،گمراهی آنان  می شوند.
"فتنه" را از آن روی "فتنه "می گویند که بربسیاری، امر مشتبه شده، در تشخیص حق و باطل دچارسردرگمی وتحیرمی شوند.
باطل لباس حق وبر تن  حق ،لباس باطل می پوشانند.
دغلبازان،خود را" اصلاح گر"می نامند و خدمت گذاران به خلق را "دروغگو" می خوانند .
پایبندی حق مداران به " اصول " را باعث ذلت ، ولی کرنش وتواضع در برابر اجانب را  سیاست می دانند.
خدمت به محرومان و سرکشی از احوال آنان را اتلاف وقت، اما ثروت اندوزی وهمنشینی با اشراف  را عین شرافت می پندارند.
آنان جهت ایجاد شبهه، بدون هیچ حجتی، پاکان روزرگار را به خطا و تقلب متهم می کنند و علی رغم دست اندازی به بیت المال ،خود را پاکدست می دانند.
معاویه صفت ، با استفاده ابزاری از مقدسات، دین مردم را به بازی می گیرند .
رنگ  سبز سادات را می پوشند و در پی ضربه به نظام اسلامی هستند،غافل از اینکه رنگ خدا ،رنگ تقوی است . 
"الله اکبر"می گویند تا در همهمه خود  "کلمه الله" را محو کنند،حال اینکه " کلمه الله هی الاولیاء".
مسجد "ضرار"(ضربه) میسازند تا مساجد"تقوی"را متروک کنند،  ....غافل از اینکه :                                       
                      " چراغی را که ایزد بر فروزد                           هر آنکس پف کند ریشش بسوزد"     
"سید خراسانی" اما هوشیار و آگاه، خطرات  را دیده ویاران خود را جهت مواجهه با آنها رهبری می کند ...
تا آنکه مهدی (عج) بیاید... و پرچم را به او تسلیم کنند.... در روایات آمده که پرچم "سید خراسانی" پرچم  هدایت  است.


سروده مقام معظم رهبری:

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم


در بزم وصال تو نگـویـم زكم و بیـش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم

لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق  شكرخند  لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم

بشكسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » ،  بستۀ  دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ  یــاران خــراسـانـی  خویشم
                                                             
اکنون مردم همیشه مومن ایران  تحت لوای سیدی، از نسل نیکان و زاده خراسان ، برای یاری موعود ، در مسیر سخت انتظار گام بر می دارند....
یاران "خراسانی" آماده باشند!، تند بادفتنه ها شدت گرفته و فضا را تیره وتار کرده اما به آنان وعده داده شده ،....
وعده "صبح صادق"
الیس صبح بقریب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:2  توسط سید 

هجمه همه جانبه به رحیم مشایی

مشايي را كه كشتيد ،‌ راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است...

آقايان تقوي پيشه كنيد
 
آقايان تقوي پيشه كنيد، اي علماي اسلام تقوي پيشه كنيد، اي اصولگرايان تقوي پيشه كنيد،اي جمعيت ايثارگران تقوي پيشه كنيد ، اي جامعه اسلامي مهندسين تقوي پيشه كنيد ، اي رايحه خوش خدمتي ها تقوي پيشه كنيد ، اي ابوموسي تقوي پيشه كن، اي طلحه، اي زبير، اي سعد ، ای ابن عباس ،اي محمدبن ابوبكر، اي مالك تقوي پيشه كنيد، آقاي ابوترابي ، آقاي باهنر ، آقاي لاريجاني ،‌آقاي توكلي ، برادران و خواهران حزب اللهي، مسجدي‌ها ، سينه‌زن‌ها ، تقوي پيشه كنيد، اين قدر گوش‌هايتان را به بوق‌هاي خدعه‌هاي عمر و عاص‌هاي قرن 21 ميلادي نچسبانيد، كمي درنگ كنيد، گوش كنيد، ‌فكر كنيد ،‌شايد اين كه به صليب عمليات رواني متحجرين كشيده شده و سنگش مي زنيد ،‌عيسي باشد.
 
 برادران و خواهران حزب اللهي ، آقايان سياسي به ظاهر اصولگرا چندي است مشايي را بر صليب كشيده و هر روز ميخ تازه‌اي بر دست و پايش مي‌فشارند ، او را جادوگر و صهيونيست و فاسق و عامل آمريكا نام مي نهند تا بلکه مسلمین و حضرات آنقدر از او منزجر شوند تا حتی به گوش هایشان اجازه ندهند تا سخنان او را بشنوند، و متاسفانه عده زیادی ازامت حزب الله فریب اینان راخورده و چندی است با باور و اشاعه دروغ های آنان به سنگباران این پیکر پاره پاره از تهمت و فریب می پردازند تا بلکه قدرت سنگ هایشان به مددمیخ ها و درفش های سیاسیون شتافته و بر اراده الهی غلبه کند و صدا و اندیشه مشایی بمیرد
  
برادران و خواهران غفلت را کنار بگذارید و دست از این همه تلاش قطعا بی ثمرتان به جهت فوق ایدیهم بودن دست خدا بردارید و حالا که نفس و جسم مشایی را با همراهیتان کشتید( اگر رستم دستان هم بود بعد از این همه سنگ و زخم لاجرم کشته می شد ، این که تازه اسفندیار بود) لحظاتی دست از سنگبارانتان بردارید و گوش کنید این رودخانه ای که خاکستر مشایی را درآن ریخته اید چه می گوید، سخن از لات و هبل می گوید یا به الله می خواند، وقتی می گوید دوران اسلامگرایی به پایان رسیده به این معنا نیست که دوره اسلام تمام شده است ،بلکه به این معناست که در حال حاضر اولویت و ضرورت وظیفه ما باید توجه دادن به منطق اسلام باشد، توجه دادن به فضیلت های اخلاقی، عدالت، حسن و قبح در دل انسان ها و ضرورت های جامعه واحد جهانی باشد. گفتماتی که در آن به راحتی می توان فرهنگ ها و قومیت های مختلف را مخاطب قرار داد و با آن ها به گفتگو نشست.

 آقايان سنگ هايتان را هدر داديد ، جمرات اينجا نبود ،‌ اينجا عيسي ابن مريم بود ،‌ ميثم تمار بود ،‌منصور حلاج بود كه سنگش زديد.

  
آقاي رجانيوز، آقاي جهان نيوز، آقاي الف ، آقاي خبرگزاري فارس، آقاي پرتو سخن بر بدن اين به صليب كيهان كشيده بيش از ميخ و درفش فرو نكنيد و امت حزب الله را به سنگسارش نخوانيد ،‌مجال سخن اش دهيد و گوش كنيد ،‌ سنگ محك بزنيد بر سخنانش ،‌ مگر قرآن فرقان شما نيست، عرضه كنيد به قرآن و حديث سخنانش را، اگر ناصواب بود آنگاه به شريعت صليب و سنگسارتان ادامه دهيد و اگر نبود ،‌ مشايي را كه كشتيد ،‌ راهش را که غبار روبی دنیا برای ظهور منجی عالم است را پيرو باشيد و بدانيد تمام عزت و ذلت نزد الله – جل جلاله – است و نه به لطفش در دستان آنان كه شما را فريب دادند. فعال مايشاء است و تمام اراده ها مقهور اراده اش.
 
شیطان با هدایت و هم افزایی حلقه ها و محافل زیر زمینی حضرات در چهار سال دولت نهم مکرها و نقشه ها در انداختند تا مشایی را به هر وسیله ای ائم از تهمت های اقتصادی،سیاسی،اعتقادی،اخلاقی و متاسفانه خانوادگی از میدان به در و ساقط کنند، غافل از خیر الماکرین بودن و غیور بودن الله و امروز خودشان بر بلندای هیاهوها و جنجال های خبری، محفلی، رسانه ای که خود مدیریت کردند، تریبونی جهانی برای سخن و اندیشه مشایی ساختند و از امروز که روز تنفیذ و در واقع آغاز دولت دهم است، انقلاب اسلامی گام جدید و بلندی را در استقبال از بهار جان ها ،امام حاضر ،حضرت صاحب الزمان عج بر خواهد داشت، تا بشر امروز را با تناقضات حاکم بر روح تمدن غرب آشنا سازد و آنان را به خویشتن خویششان بخواند،تا محیاشوند برای خواندشان به دین رسول الله (ص) به دست فرزندش حجت ابن الحسن العسگری
المتمسک بذیل الولایه
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:13  توسط سید 

بیائید منصف باشیم !

مقام معظم رهبري چندي پيش وپس از نامه به رئيس جمهور راجع به آقاي مشائي، طي سخناني همگان را به داشتن انصاف در رفتاروگفتار توصيه فرمودند.

متاسفانه گويا عادت اخلاقي ما ديدن آدمها يا به صورت سياه و يا به صورت سفيدگرديده وخاكستري ورنگهاي ديگر جائي در ديد ونظر ما ندارند.

تا از كسي نقل قولي مي‌شنويم، بر اساس همان شنيده وبدون اطلاع از اصل سخن وشرايط بيان آن، تفسير ونظر خود را بيان مي‌كنيم.
ـ مشائي صهيونيست است چون گفنه مردم ايران با مردم اسرائيل دوست هستند.
ـ مشائي كافر است چون گفته ملائكه برفراز آسمان ايران در پروازند.
ـ مشائي رمال است چون علاقه عجيبي به امام زمان دارد.
ـ مشائي عامل انقلاب مخملي است چون رئيس جمهور اورا به سمت معاون اولي انتخاب كرده.
ـ . . .
برادران ! فأين تذهبون !!
خود مي‌بُريد وخود مي‌دوزيد وخودهم به هنر خويش افتخار مي‌كنيد؟!

اينجانب در مقام پاسخگويي  تهمتهائي كه به آقاي مشائي وارد شده نيستم اما اينجا پاي آبروي مومني در ميان است كه ناجوانمردانه از سوي دوست ودشمن مورد حمله قرار گرفته وبنده وظيفه ديني خود مي‌دانم كه بعنوان فردي از جامعه اسلامي كه اتفاقا بر كرسي تدريس در دانشگاه تكيه زده در يافتهاي خود را از ايراد اين تهمتها بيان كنم. بنابر اطلاعات سايتهاي خبري آقاي اسفنديار رحيم مشائي انساني مذهبي است كه از قبل  انقلاب به فعاليتهاي ديني پرداخته وپس از پيروزي انقلاب نيز بعنوان سربازي فداكار در عرصه هاي مختلف در خدمت ملت شريف وميهن عزيزمان بوده است. به شهادت دوستان نزديك ايشان، وي داراي

صفات اخلاقي پسنديده است ، يكي از دوستان ايشان با سابقه 16 سال آشنايي نقل مي‌كند، دراين مدت از وي دروغ ويا غيبت نشنيده است ونكته قابل توجه ديگر اين كه ايشان پس از سالها مسئوليتهاي مختلف وامكان استفاده ازمزاياي آن ،همچنان جزء مديران ساده زيست نظام بوده ودر منزلي معمولي مستاجر مي‌باشند!

اما مشائي به كدامين گناه مورد هجمه قرار گرفته ؟!

ـ آيا در كتب درسي دانشگاه و يا در همين صدا وسيماي جمهوري اسلامي بارها تكرار نمي‌شود كه مردم يهود از سراسر دنيا وبه زور صهيونيستهاي جنايتكار به فلسطين كوچ داده شده‌اند؟!

وبا اين موضوع سريالهاي مختلفي در صداوسيما ساخته وپخش شده است.

ـ آيا صدا وسيما اخبار تظاهرات مردم يهودي فلسطين اشغالي، بر عليه ارتش ودولت اسرائيل ، در اعتراض به كشتار مسلمانان فلسطيني را پخش نمي‌كرد؟!

ـ وآيا همه مردم يهودي فلسطين اشغالي موافق صهيونيستها هستند ودستشان بخون مردم مظلوم فلسطين آلوده است؟!

قرآن كريم مي‌فرمايد: آنانكه در راه خدا استقامت ورزند، خداوند ملائك خود را بر آنان فرو مي‌فرستد.

ـ آيا مردم ايران بخاطر مقاومت در برابر ظلم شاهنشاهي وپس از آن استقامت در برابر حمله دشمنان خارجي با ايثار جان ومال خود، شايسته نزول ملائك الهي نيستند؟!

ـ آيا شايسته نيست كه ملائك به بركت حضور عباد صالح خدا وراذ و نياز واشكهاي نيمه شب آنها بر اين سرزمين فرود آيند؟!

ـ آيا حديث شريف كه مي‌فرمايد: ((هر كجا ذكر وياد اهل بيت عليهم السلام باشد، ملائك الهي در آن مكان حضور مي‌يابند.)) را نشنيده‌ايم؟! كجاي دنيا كشوري همانند ايران سراغ داريد در عشق وارادت به اهل بيت ودر كجاي عالم جز ايران ذكر وياد اهل بيت با اين عظمت وجلالت بپا مي‌گردد آري ايران سرزمين علي واولاد اوست.

ـ آيا اظهار علاقه محب نسبت به ولي  وصاحب الامر خويش وآنهم بدون هيچ ادعاي سوئي جرم است كه باعث شود ما اورا رمال و . . . بناميم؟!

ـ آيا عالم رباني حضرت آيت اله مشكيني رحمت ا.. عليه نفرمودند كه حاضرم تمام عبادات خود را بدهم تا ثواب دعاي فرج آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل را داشته باشم؟!

ـ آنانكه در پي انقلاب مخملين بودند تمام تلاش خود را جهت تخريب آقاي احمدي نژاد وآقاي مشائي بكار بسته‌اند وطي چهار سال گذشته، يكسره در روزنامه‌هاي خود عليه آنان قلم زده‌اند اكنون آقاي مشائي عامل انقلاب مخملين شده است؟!

نكته قابل تأ سف اينجاست كه در ماجراي اخير دوستان اصولگرا هم به جان احمدي نژاد ومشائي افتادند وآنقدر گفتند ونوشتند وبافتند كه رهبر حكيم انقلاب، بر اساس جووفضاي ايجاد شده صلاح آقاي احمدي نژاد را در نامه‌اي به ايشان متذكر شدند كه البته متن نامه كه با احترام، عنوان ونام كامل آقاي مشائي را ياد كرده بود از ديد ونظر هوشمندان دور نماند.

آقايان محترم اصولگرا بسياري از شما در دوران اصلاحات جرأت گفتن كوچكترين انتقاد را  نداشتيد، چرا كه قلم  به دستان حرفه‌اي خاتمي، آماده بودند تا با كوچكترين بهانه شما را به رگبار مقالات وتفاسير، در رسانه‌هاي زنجيره‌اي خود ببندند واز شما نزد افكار عمومي چهره ‌اي زشت وكريه بسازند. در دولت اصلاحات كم نبودند، دولت‌مرداني كه در توهين به اسلام و امام راحل بدترين سخنان را بر زبان راندند ، آن وقت شما آقايان كجا بوديد؟!

آن روز كه در روزنامه‌هايشان به ساحت مقدس اباعبدالله اهانت مي‌كردند وبراي رهبر عزيزمان خط ونشان مي‌كشيدند وجهت دادن جام زهر به ايشان زمان تعيين مي‌كردند شما كجا بوديد؟!

اكنون رأفت احمدي نژاد وعدم علاقه او براي وارد شدن به عرصه بازيهاي ژورناليستي را ديده‌ايد وجسارت پيدا كرده‌ايد؟!

ـ آيا احمدي نژاد ولايتي نيست؟!  جملاتي كه مقام عظماي ولايت در تجليل از آقاي احمدي نژاد ودولت ايشان كه آقاي مشائي هم جز آن است بيان نموده‌اند، راجع به كدام رئيس جمهور ودولت ديگري بيان داشته‌اند؟!

ـ آيا ايستادگي وسينه سپر كردن رئيس جمهور ودولت نهم در برابر دشمنان خارجي وزياده‌خواهان وقدرت طلبان داخلي جز از سر اطاعت وسربازي ولي فقيه است؟!

نقل كرده‌اند: كه بوعلي سينا در پاسخ برخي افراد ناآگاه كه ايمان اورا مورد ترديد،و او را كافر مي‌خواندند چنين سروده بود:

كفر چو مني گزاف و آسان نبود                              محكمتر از ايمان من ايمان نبود
در دهر يكي وآنهم كافر؟!                                پس در همه دهر يك مسلمان نبود
 


آري بايد گفت اگر بخواهيم از حلقه ولايت مداران نامي به ميان آوريم قطعا برجسته‌ترين آنها احمدي نژاد است، همو كه  بفرموده رهبر معظم نظرش نزديك به نظر ايشان است واگر بخواهيم در ولايت پذيري كسي ترديد كنيم بايد به   آناني توجه داشت كه با سخنان وبيانيه‌هاي خود عده‌اي راتحريك نموده، به خيابانها كشانده وخسارات متعددي به نظام ومردم وارد كردند، بايد به ولايت پذيري ك ساني شك كرد  كه هنگامه سخن ، سكوت كردند و هن گامي كه سخن گفتند دشمنان را شاد كردند.

جناب آقاي دكتر زاكاني، جناب دكتر توكلي، جناب آقاي شريعتمداري، شما وساير دوستانتان عزيزيد، اما بدانيد كه رئيس جمهوربا پشتوانه 25 ميليون رأي مردم ولايتمدار انتخاب ش ده ودر هيچ كجا وبه هيچ كس تعهدي مبني بر عزل يا نصب شخصي خاص را نداده ( كه آقاي زاكاني در سايت خود چه ق بل وچه بعد از انتخابات مي‌نوشتند كه مشائي رفتني است واز آن به عنوان بمب خبري ياد مي‌كردند) اتفاقا مردم ديدند كه ايشان هنگام ثبت  نامزدي رياست جمهوري، در وزارت كشور به همراه تعدادي از ياران خود از جمله آقاي مشائي حضور بهمرساند كه اين خود حاوي پيامي روشن بود! ومردم هوشمند با ديدن تمام مسائل والبته با اقبال بيشتر به ايشان راي دادند.

حال به عنوان برادري كوچك از شما مي‌خواهم اشتباه جريان اصلاح طلب را تكرار نكنيد واز  متن جامعه ومردم كناره نگيريد وسعي نكنيد اغراض وعلائق خود را به مردم نسبت دهيد!

در آخر عرضي دارم به محضر مبارك مراجع بزرگوار، بعنوان يك مقلدكوچك وعلاقه مند، و آن  اينكه نظام ما اسلامي است و ولي فقيه ورهبر براساس قانون اساسي وتوسط فقهاي خبرگان انتخاب مي‌گردد، پاي منابر شما آموخته‌ايم در جائي كه فتواي مرجع مغاير با حكم ولي فقيه ورهبر بود، حكم رهبر اولي است و واجب الاطاعه است واكنون كه خداوند سبحان نعمت رهبري فرزانه وآگاه به زمانه را به ما عنايت فرموده، دور از جايگاه مرجعيت است كه در مسائل مختلف وپستي وبلنديهاي سياسي ورود نموده، خداي ناكرده فتوا يا بيانيه‌اي دهد كه باعث خدشه وتنزل آن جايگاه رفيع گردد ،به ياد داريم كه حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني رحمت اله عليه فتوائي صادر فرمودند كه مغاير با حكم امام راحل رضوان الله عليه بود، لذا ايشان فرمودند حكم امام را اجرا كنيد وبگذاريد فتواي من لگدمال شود اما به جايگاه ولايت فقيه اسيبي نرسد!

وباز به ياد داريم كه بعضي از آقايان در اثر جريان سازي نزديكان وبيوت ودفاتر خود چه ضربه ها كه خوردند.!

 در اينجا ضمن اينكه دست يكايك شما سروران را مي‌بوسم، رجاء واثق دارم مانند گذشته حامي وهمراه رهبر معظم انقلاب هستيد  لذا مسئلت دارم براي سر بلندي روز افزون نظام مقدس وتوفيق دولت دهم ورئيس جمهور منتخب  در انجام وظايف وخدمت رساني دعا فرموده، ايشان را با راهنمائي خير خواهانه خود ياري فرمائيد.
 
با آرزوی تحقق دولت کریمه
+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:44  توسط سید 

اقای طباطبایی-تقوا پیشه کنید!

بعد از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران و انتخاب قاطع دکتر احمدی نژاد به عنوان دهمین رییس جمهور -ایشان در اولین سخنرانی در حالی که شال سبز بر گردن داشتند با بیان اینکه رنگ سبز نمادمعنویت و رنگ اهل البیت است. فرمودند:

65


"مادر من سیده است و من  خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام شال سبز را به گردنم می اندازم"

این سخنان رییس جمهور احمدی نژاد مرحمی بود بردل رنجیده من  و بسیاری از کسانی که بخاطر سبک شمردن و بی احترامی به رنگ و نماد معنویت وسیادت توسط میرحسین موسوی و طرفدارانش گله مند بودند.

بیش از یکماه از انتخابات گذشت  و سید مهدی طباطبایی شیرازی واعظ خوش بیان که گویی قبل از انتخابات  ریاست جمهوری در کماـ شما بخوانید کمای مصلحتی؟!-بسرمیبرده نطقش باز میشود و ارادت  محمود احمدی نژاد به سادات را مسخره نمودن سادات  می نامد  و ان را سراغاز فتنه می داند.

سید مهدی طباطبایی که در برنامه زنده شبکه یک سیما با اجرای علی درستکار از فرصت سوء استفاده کردبا اشاره به استفاده احمدی نژاد از شال سبز گفت:

"متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد"

حال بعنوان کسی که سالها از بیانات حجت الاسلام طباطبایی بهره مند بوده ام برخود این حق را میبینم سئوالات و انتقاداتی را از این  جمله ایشان داشته باشم.

جناب طباطبایی!

ایا شما ارادت احمدی نژادبه سادات را در گذشته ندیده بودید.شما را اشاره می دهم به سفر استانی رییس جمهور در شهرستان اردستان  در حالی که ایشان شال سبز برگردن داشت  سخنانی را در مقام سادات بیان نمودند.

ای کاش بسان  مرغی کورچ ! گوشه یی کز نمیکردید و قبل از انتخابات و در زمان تبلیغات انتخاباتی نگاهی به شهرها و بخصوص تهران  می انداختید تا ببینید چه کسی ویا چه افرادی رنگ سادات را به سخره گرفته اند.

اری نامزدی که به قانون تمکین نمی کرد رنگ سبز و نماد سادات را رنگ و نماد تبلیغاتی خود کرد  و با مسایلی که پیش اورد انرا لجن مال کرد.

جناب طباطبایی!

نماد سادات در جریان انتخابات ریاست جمهوری در استادیوم دوازده هزار نفری ازادی زیر پای دختران و پسران لگدمال شد. شما کجا بودید؟

وقتی این نماد که از سر اعتقاد برای شفا بر دست بیماران بسته می شد-توسط طرفداران سازماندهی شده همین نامزد بی اخلاق برگردن حیوانات بسته می شد -شما کجا بودید استاد اخلاق که موعظه بفرمایید؟

من که جگرم سوخت!

مطمئنم روح روحانی مجاهد و انقلابی -شهید ایت الله سعیدی (شوهرخواهر مبارز شما)هم از این اتفاقات رنجیده بود. و اگر می بود شما را در بیان اتهام که دکتر احمدی نژاد داشتید و سکوتی که در جریان تبلیغات انتخابات در برابر توهین به معنویت و نماد سادات داشتید توبیخ می کرد.

استاد معظم اخلاق!

از فرصتی که در سیمای جمهوری اسلامی فراهم شد استفاده نکردید  و سوء استفاده کردید. مردم و مستمعین شما را واعظی میدانند که با مستندات و روایات اسلامی سخن میگوید-شما را چه شد که چنین به زبان راندید؟

شما بارها مردم را نصیحت کردید: که ازاده باشند -نه "ابن الوقت"

وقتی که شما این جملات را میگفتید در کدام گروه بودید؟ نکند شما هم به "جماعت ابن الوقت مصلحت اندیش"  پیوسته اید؟

 سالها شما برای ما گفتید و ما شنیدیم-حال من میگویم شما بشنوید:

شما درمورد اقای احمدی نژاد فرموده اید:"........اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه ها به راه نمی افتاد"

اقای طباطبایی-این بیانات شما نشان داد شما خود اسیر جریان فتنه شده اید.کتابهایی را که خواندید مرور کنید و انصاف داشته باشید و اتهامی را که بر یک مسلمان مهتقد  داشتید اصلاح فرموده و در اسرع وقت حلالیت بطلبید.

در پایان از خداوند سبحان می خواهم به ما توفیق دهد که نیکو بیندیشیم -سنجیده سخن بگوییم و همواره تقوا پیشه کنیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 5:13  توسط سید 

آیا این کلام شما فتنه نیست

هر چند قسمتی از سخنان اقای طباطبایی درباره نوع و نحوه برخورد با مخالفین توسط احمدی نژاد قابل بحث و بررسی است ولی برداشت وی از مسخره کردن سادات توسط احمدی نژاد جای بسی تعجب دارد

سید

حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی روحانی متدین و خوش سابقه که در کارنامه خود مسئولیت‌هایی مانند دادستان انقلاب مازندران، عضویت در  ستاد مبارزه با منکرات و ریاست دادگاه‌های خانواده تهران و 3 دوره عضویت در مجلس را در دارد. بدونه هیچ حاشیه میرویم سراغ سوء برداشت شما که نمیدانم از کجا آب میخوردو شاید به خاطر ارادت شما باشد به میر حسین موسوی .پسر عموی گرامی خوب بود کمی نگاه خود را قبل از انتخابات در زمان تبلیغات انتخاباتی به شهرها و بخصوص تهران  می انداختید  تا ببینید چه کسی  یا بهتر بگویم چه افرادی رنگ پاک و روحانی سادات را لجن  مال کردند. وقتی رنگ سادات میشود رنگ تبلیغ باید گفت اجرک الله یا صاحب زمان.عج. .وقتی دیدیم که در ایران بخصوص  تهران رنگ تبلیغ انتخاباتی نامزدی بی قانون و دروغگو سبز شده است و در ورزشگاه آزادی زیر پای بسران و دختران لکد مال میشود و یا این رنگ بر گردن حیوانی بسته شده است جگرم آتش میگرفت وقتی رنگ موی سر دخترگان  فریب خورده در میان هزاران مردسبز دید میشد شما کجا بودید که چگونه رنگ پاک به بازی گرفته شده است و درس اخلاق را بیان کنید

حاج آقا کمی بهتر است به جای کتاب خواندن در منزل به بیرون میرفتید و چیزهای که عریان گشته است را میدید.نه اینکه بعد از چند هفته بعد از انتخابات بیاید در شبکه یکم سیما و در برنامه زنده بگوید  من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.و به دوربین نگاه کنید و بی احترامی و سوء برداشت خود را فراتر ببرید و بگوید متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

حاج آقا شما را چه شده است که تهمت میزنید آیا  پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نفرموند: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.

و این کلام شما در حقیقت تهمت و غیبتی بیش نبوده است که خداوند در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل کرده است

شما که خود استاد اخلاق هستید ما چه میگویم؟
 
چه خوب بود قبل از بیان این جملات خود کمی درباره گفته خود تفکر میکردید و تحقیق از نزدیکان صادق درباره آن چیزی که شما تمسخر نام نهادید.
 
آن روز بنده آنجا بودم و هم دیدم و هم شنیدم که دکتراحمدی نژاد در جمع حامیان خود در میدان ولی‌عصر(عج) تهران با بیان اینکه رنگ سبز نماد معنویت و رنگ اهل بیت است، فرمودند که  : مادر من سیده است و من خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم می‌اندازم.

آیا این فتنه و  تمسخره رنگ سادات است بگوید تا ما بیشتر بدانیم

اما برای پایان این مقاله شعر خودتان را به خودتان تقدیم میکنم 
 
که  اسلام به ذات خود ندارد عیبی ، هر عیب که هست از مسلمانی ماست
 
برای مشاهده فیلم پخش شده به لینک زیر بروید
 
سایتهای کار شده رهوا
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 5:27  توسط سید 

رحیم مشایی را همه خوب میشناسندو شما

رحیم مشایی نه اولین بوده است نه آخرین برای تخریب های زروگویانه تخریبهای که از روی نادانی صورت میگیرد تخریبهای که همه و همه برای سهم خواهی است

مشایی

اما باید روی مطالب خود را با خواص بگویم که برای سهم خواهی چشم خود را بسته و هرچه میخواهند میگویند و اشتباه چهار سال پیش را تکرار میکنند

اشتباهی که چهار سال پیش با فشاربه دکتر احمدی نزاد تحمیل شد .و جالب همینجاست که همان افراد همچنان باج خواهی میکنند و سهمه خود را از دولت طلب می کنند .عجبا فردی جلوی دوربین خبر نگاران نام رقیب را مینویسد و با ((چراغ خاموش ))بر زد احمدی نزاد فعالیت میکند بعد میآید میگوید یا به ما فلان و فلان را میدهی یا در مجلس چوب ها را آماده کردیم برای چرخ دولت شما حقیقت چیست به کجا میرویم

آیا به حقیقت مشکل ما رحیم مشایی است ؟

وقتی پای صحبت همین آقایان مینشینیم میگویم حرف حساب شما چیست میگویند مشایی گفته است اسرائیل....

در حالی که ما خوب میدانم و شنیدیم که خود جناب مشایی در این باب گفتند که بحث من درباره اسرائيل فرهنگي است نه سياسي و این کلام مشایی به نظر ما برایان زمان  ایران مفید بود است .

اما این جریان ها و تخریبهای خبری  درسی از درسهای جنگ روانی است ادامه داشته . ولی باز هم سوالی برایم پیش میآید که این رحیم مشایی مگر همان رحیم مشایی نبود که رژيم صهيونيستي از مشايي به سازمان ملل و شوراي امنيت شكايت كرد.برای این جمله که در حج گفت که باید اسرائیل از صحنه روزگار محو شود این را چرا خبر رسانی نکردندو بزرگ نمای نکردند شما به کجا میروید اما چرا این گفته امام جمعه ارومیهحاج آقا حسنی  را بزرگ نکردند که گفته بود مشایی را می شناسم مشایی قرآن را با صوت خوش تلاوت می کند و با برگزاری جلسات قرائت قرآن چندین سال پیش در مسجد عظم ارومیه جوانان مشتاق را با این سبک از تلاوت آشنا نمود .

جالبی این انتقاد ها در این میباشد که همین منتقدان خودشان را پیغمبر زداه میدانندو چهره این منتقدان عریان است برای بچه های ارزشی نظام و انقلابی ولایت مدار  که این افراد نه دلسوز مردم هستند و نه پیرو خط رهبری و دولت کریمه فقط و فقط تند روهای چب و راستی هستند که خود را می بینند و خط فکری آنها عریان هست

اما زمانی که دوربین نگاه را روی آنها متمرکز میکنیم می بینیم این انتقادها همه برای سهم خواهی است سهم خواهی مثل کردان که تحمیل شد به احمدی نزاد (بنده کردان را قبول دارم به عنوان یک مدیرو مدبر ) اما تحمیل شد از طرف فردی که کینه دارد از عدالتخواهی و مدرک دکترای او هم از طرف همین فرد تهیه شده بود

اقای .... ایا ابروی ایران برای شما همین اندازه ارزش دارد ایا شما به معنای حقیقی خدمتگذار هستید آیا بهتر نیست دست به دست دولت دهید و ایران را کنیم آباد سر رشته هر منتقد را باز میکنیم شما آنجا دالی میکنید.چشمک شما انجا مشاهده میشوید .عینک دو روی خود را عوض کنید

چرا نمیخواهیم بارو کنیم که 24 میلیون انسان و حامی به رئیس جمهور خود رای دادند و این رای به معنای حقیقی به تفکرات و نظرات دکتر احمدی نزاد بوده است چرا شما خود را بالغ و مغز متفکر مردم میداند .چرا کاسه داغ تر از آش شده اید

شاید این انتخاب در این هفته ها به صلاح دولت باشد کمی تا قسمتی صبر بیشه کنید

اندکی صبر سحر نزدیک است

والسلام علیکم

کار شده در سایت رهوا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 17:56  توسط سید 

واکاوی ترور مشکوک آقای هاشمی

بیان جزئیات ترور هاشمی پس از 29 سال، از زبان خانم عفت مرعشی، همسر آقای هاشمی، در مصاحبه با شماره 48 شهروند امروز : وقتی منافقین دكتر مطهری را شهید كردند، امام (ره) گفته بودند كه برای آقای هاشمی محافظ بگذارند. دو تا محافظ بودند، یك نفر نیز راننده بود. وقتی آقای هاشمی می‌آمد خانه، محافظان را مرخص می‌كرد و آنها می‌رفتند. آن روز یكی از آنها آمده بود تا با محسن در خانه درس بخواند. چون شام درست نكرده بودم، محسن را صدا كردم برود برای مهمان‌‌ها غذایی بخرد. وقتی محسن رفت، مهمان‌ها هم رفتند. برادرم هم رفت.

4

بعد از مدتی در خانه را زدند. كارگر ما رفت در را باز كرد. آمد گفت كه دو نفر هستند پیامی از طرف آقای ناطق نوری برای آقای هاشمی دارند. آقای هاشمی گفت: «اسمشان را سوال كنید» من گفتم حالا اسمشان هرچه باشد شما از كجا می‌شناسید كه كی هستند. اگر نمی‌خواهی آنها را ببینی، بگو نیایند اگر هم می‌خواهی، بگو بیایند داخل، آنها را دم در معطل نكن!

آقای هاشمی گفتند كه بگو بیایند داخل. من رفتم وضو بگیرم. آن زمان خانه ما خیلی جمع و جور بود. رفتم چادر نمازم را بردارم و نماز بخوانم. از مقابل اتاق كه ردم شدم، دیدم انگار دو سه نفر دارند كشتی می‌گیرند! تعجب كردم چون آقای هاشمی داخل آن اتاق بودند. در را باز كردم دیدم كه ایشان با یك نفر گلاویز شده‌اند. یكی از منافقین در اتاق بیشتر نبود. یك نفر هم جلوی در حیاط ایستاده بود. پاسدار ما نیز در حیاط بود كنار حوض. غروب بود و هوا تاریك شده بود. پاسدار از پشت شیشه می‌بیند كه آقای هاشمی با یك نفر دیگر گلاویز شده‌اند. من در را كه باز كردم و این صحنه را دیدم، رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود! بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فكر كردم كه یكی از پاسدارها برای كمك آمده، اما دیدم نه این آدم غریبه است. پریدم جلو! آقای هاشمی را پرت كردم روی زمین! یادم آمد كه منافقین به سر آقای مطهری شلیك كرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دستهایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نكرد دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی كرد. یك تیر هم زد به دیوار اتاق و رفت. احتمال داد كه آقای هاشمی كشته شده است. او كه رفت، من بلند شدم دیدم خون از شكم آقای هاشمی بیرون زده. .. .

هیچ‌كس نمی‌دانست كه تیر به كجای آقای هاشمی خورده. دكترها به من نگفتند. تا اینكه آقای مسعود رجوی آمد پیش من گفت كه خانم! تا فردا صبح وضعیت آقای هاشمی خطرناك است. چون تیر به كبد ایشان خورده و پرده دیافراگم نیز پاره شده است.

آن روزی كه اعضای فرقان آمدند آقای هاشمی را ترور كنند، برنامه داشتند تا آیت‌الله اردبیلی و شهیدبهشتی را نیز ترور كنند. در واقع قبل از اینكه به خانه ما بیایند، رفته بودند خانه دكتر بهشتی، اما نه ایشان را پیدا كردند و نه آیت‌الله اردبیلی را هیچ كدام نبودند پس به خانه ما آمدند.

در فرایند گزارش شده از ترور  هاشمی، جای شکر و شگفتی بسیار است، که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. ترور یک شخص در خانه خودش خطرات بسیاری برای تروریستها دارد. اما چرا برای ترور آقای هاشمی به خانه‌اش می‌روند؟

2. با توجه به ترور آقای مطهری، تنها 25 روز پیش از آن، و سفارش امام به گماردن محافظ برای آقای هاشمی، این همه خوش‌باوری در پذیرفتن دو ناشناس، کمی عجیب است.

3. یک تیم ترور شلخته چطور توانسته است هم منزل آقای اردبیلی هم منزل آقای بهشتی را در یک روز پایش کنند و به علت نبودن آنها، شرایط منزل سوم را بررسی و برای ترور مناسب ارزیابی کرده، اقدام به ترور کنند؟

4. خانم مرعشی از کجا فهمیده‌اند که آنان در همان روز قصد ترور آن دو شخصیت را داشته‌اند و به خانه‌شان رفته‌اند؟ ‌آیا تروریستها را می‌شناخته‌است؟

5. چرا آقای هاشمی در مواجهه با ناشناسی که او را به شدت مضروب می‌کند، هیچ سر و صدایی نمی‌کند و از کسی استمداد نمی‌خواهد؟

6. در آنخانه "خیلی جمع‌وجور" چرا سروصدای طبیعی زدوخورد ناشناس و آقای هاشمی به گوش پاسدار، کارگر یا اعضای خانواده آقای هاشمی نمی‌رسد؟

7. چرا با اینکه پاسدار، گلاویز شدن پیام‌رسان و آقای هاشمی را می‌بیند، اقدامی نمی‌کند؟

8. چرا  هر دو تروریست مسلح نبودند؟

9. چرا تروریستی که با آقای هاشمی گلاویز شده است حتی سلاح سرد هم نداشت؟

1۰ چرا تروریستی که مسلح است، ابتدائاً اقدام نمی‌کند و همکارش را با دست خالی برای پیام‌رسانی! می‌فرستد؟

11. چرا وقتی همسر آقای هاشمی و پاسدار صحنه گلاویز شدن آقای هاشمی را می‌بینند، پاسدار واکنشی نشان نمی‌دهد؟

12. چرا پس از ورود خانم مرعشی و ورود مسلحانه نفر دوم، باز هم پاسدار وارد نمی‌شود؟

13. به نظر می رسد اسلحه سازمانی پاسداران کلاشینکف بوده است، و اسلحه مناسب برای حمل و ترور، کلت بوده است و دلیلی برای اشتباه گرفتن شخص مسلح وارد شده با پاسدار خانه از سوی مرعشی نیست، از سویی چه خوب است برای رفع ابهام، نوع گلوله و اسلحه‌ای که با آن شلیک شده ‌است را اعلام کنند، مگر اینکه اصلا بنا به مصلحت،  این اطلاعات ثبت نشده باشد.

14. چرا وقتی تروریست مسلح وارد می‌شود اقدام به قتل هاشمی نمی‌کند؟ آیا بانو مرعشی سریعتر از تیر شلیک شده به سمت آقای هاشمی می‌دود؟

15. وقتی آقای هاشمی به زمین می‌افتد و بانو مرعشی خود را به روی او می‌اندازد و پاسدار باز هم نمی‌آید، چگونه دو مرد، آن هم یکی مسلح، در برابر یک زن ـ آقای هاشمی که در زیر خانم مرعشیند و قدرت انجام کاری نداردند ـ ناموفق عمل می‌کنند؟

16. خانم مرعشی می‌گوید من دستانم را دور سر آقای هاشمی گرفتم، بلافاصله می‌گوید: این پدرسوخته ابا نکرد، دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر خالی کرد، اما بعدا می‌گوید خون از شکم آقای هاشمی بیرون زد، بالاخره در زیر دست ایشان، شکم آقای هاشمی بود یا سر وی؟

17. چرا تروریستها مشابه ترور مطهری، همانطور که در آن لحظه به ذهن بانو مرعشی هم رسید، به سر آقای هاشمی شلیک نکردند؟

18.  چرا حتی پس از شلیک تیر، پاسدار مسلح به معرکه وارد نمی‌شود؟ و آن خانه خیلی جمع و جور، نمی‌تواند از کنار حوض خود را به اتاق برساند؟

19. چرا تروریستها فقط دو تیر به سمت آقای هاشمی شلیک می‌کنند؟

 20. مگر یک زنی که روی یک مرد تیر خورده افتاده است، چقدر قدرت واکنش در برابر دو مرد داشته که آنها یک تیر به دیوار می‌زنند؟

21. چرا تروریستها اول به مانع؛ یعنی خانم مرعشی شلیک نکردند و بعد به سوژه اصلی؟ آیا مامور به قتل سوژه نبودند یا شلخته بودند؟

22. چرا پس از احتمال کشته شدن آقای هاشمی، در می‌روند و مایل نیستند به کشته شدن سوژه یقین کنند؟

23. چرا در حین فرار تروریستها، پاسدار اقدام به شلیک به سمت آنان نمی‌کند و این شلخته‌ها، بی هیچ هزینه‌ای موفق به فرار می‌شوند؟

24. چرا مرعشی به قول م رجوی ملعون، در مورد محل اصابت گلوله‌ها بسنده‌ می‌کند؟ آیا بعد از 29 سال، هنوز هم باید محل اصابت برای مردم مبهم بماند؟

25. آیا پاسدار آقای هاشمی به جرم عمل نکردن به وظایف  خویش در طول فرایند عجیب ترور، محاکمه  شد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 20:12  توسط سید 

آغاز ماه رجب با کمک به کودکان سرطانی

محک
دوستان خوبم این پیشنهاد طلایی را از دست ندهید و ماه رجب را با این امر خیر آغاز کنید. به هر   
میزان و مبلغی که می توانید حتی هزار تومان

 بله حتی فقط با یک هزار تومانی


 اميرالمومنین آقا علي علیه السلام فرموده‌اند:

هر كس در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند روز قيامت در بهشت او را به ثوابي گرامي مي‌دارد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به خاطر بشري خطور نكرده است.


و این حکمت را یادآور می شوم:

الفرصة تمرّ مرّ السحاب!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 17:33  توسط سید 

دیگر علی(ع) تنها نیست

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می‌گذاشتند، بلكه در تهران، ام‌القرای كنونی جهان اسلام و در حلقه توده‌های بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند،

45

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود كه به خطبه ایستاده بود، اما نه در كوفه و در میان مردمی كه قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می گذاشتند، بلكه در تهران، ام‌القرای كنونی جهان اسلام و در حلقه توده‌های بهم فشرده و عظیم ملتی كه در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند، از "باید "ها كه می گفت، ملت با تكبیرهای بلند و برخاسته از ژرفای دل با او همدلی می كردند؛ به این نشان كه ای ولی خدا! "از تو به یك اشاره و از ما به سر دویدن " و نوبت به "نباید "ها كه می رسید، خروش مردم، سقف آسمان را می شكافت كه "ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند ". وقتی با مراد غایب - كه خود سایه اوست- به نجوا ایستاد، بغض جمعیت تركید، دعا و اشك به هم آمیخت كه "تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد "... نسیمی وزیدن گرفت، گویی به نوازش آقا آمده بود و ابری به بارش آمد و همراه با جماعت گریست... بغض آسمان هم تركیده بود... كلام آقا، ولی مثل همیشه فصل الخطاب بود و غیر از بخش پایانی آن، همه شیرین و روح نواز...

* 30سال پیش كه امام راحل ما(ره) "دین " و "سیاست " به هم آمیخته در اسلام ناب و جدا شده از دوران بنی امیه و بنی عباس را بار دیگر به هم آمیخت و جمهوری اسلامی ایران را بنا نهاد، نظام سلطه جهانی با همه توان به مقابله با "اسلامیت " نظام برخاست و دنباله های داخلی آن، نق زدن آغاز كردند كه تاكید بر "اسلامیت " باعث كمرنگ شدن "جمهوریت " شده است! بی آن كه حضور گسترده و كم نظیر و همیشگی "جمهور مردم " در تمامی مقاطع 30 ساله را به روی خود آورند!

مقابله با "اسلامیت " كه مخصوصاً طی دوران اصلاحات و از سوی برخی مدعیان نفوذ كرده در این جبهه و با هماهنگی محافل بیگانه در تمامی عرصه های سیاسی و فرهنگی ادامه داشت، نهایتاً راه به جایی نبرد و مردم از 7 سال قبل، "سراب آب نمای " مدعیان اصلاحات را وانهادند و به آموزه های اصیل خط امام(ره) روی آوردند. این رویكرد، كه با چشیدن طعم شیرین اصولگرایی و گفتمان امام و انقلاب همراه بود، روز به روز گستره بیشتری یافت تا آنجا كه در انتخابات بی نظیر و شكوهمند 22 خرداد، حضور 40 میلیونی مردم و شركت 85 درصدی آنان، اردوگاه نظام سلطه جهانی را با ضربه ای سنگین تر از همیشه روبرو كرد. حضور 85 درصدی مردم در انتخابات كمترین تردیدی باقی نگذاشته بود كه نظام جمهوری اسلامی ایران هر دو عنصر "اسلامیت " و "جمهوریت " را در بالاترین درجه ممكن و فراتر از حد انتظار در خود جای داده است، بنابراین جدا كردن "اسلام " از "جمهور " كه همه تلاش 30 ساله دشمن را به خود اختصاص داده بود، نه فقط به جایی نرسیده، بلكه نتیجه ای معكوس به بار آورده بود. مروری- هرچند گذرا- بر اخبار و گزارش هایی كه خبرنگاران خارجی و دیپلمات های غربی مقیم ایران در اولین ساعات پس از آغاز رأی گیری به مراكز متبوع خود مخابره كرده اند و نیز، تحلیل ها و تفسیرهای اولیه مقامات سیاسی و استراتژیست های آمریكایی و اروپایی به وضوح از شوك شدیدی حكایت می كند كه از انتخابات بی نظیر 22خرداد و حضور 85 درصدی مردم در آن دریافت كرده اند.

گفتنی است یكی از نامزدهای ریاست جمهوری كه آشكارا شعار "تغییر " می داد كمترین آراء ممكن، یعنی حدود 8/0درصد از 85درصد كل آرای مردم را به دست آورد- كمتر از 400 هزار رأی- یعنی فقط 8/0 درصد از رأی دهندگان خواستار "تغییر " بوده اند. اكنون با توجه به این كه در جریان رفراندوم برای انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوری اسلامی بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام دیگری را می پسندیدند، به آسانی می توان نتیجه گرفت كه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبلیغات گسترده دشمنان- بیشتر نشده اند بلكه تعداد آنها یك درصد نیز كاهش یافته است، كه این نیز گواه غیرقابل تردید دیگری بر گسترش دامنه باورمندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران است.

و اما، دشمن سیلی خورده از حماسه 22خرداد و ناامید از تلاش 30 ساله برای جدا كردن اسلامیت از جمهوریت، اكنون با توجه به آنچه گذشت در پی راه كاری برای مقابله با "جمهوریت " می گشت. توضیح آن كه آمریكایی ها چندماه قبل از انتخابات پیروزی چشمگیر اصولگرایان را پیش بینی كرده بودند و دقیقاً به همین علت و برای زیر سوال بردن نتیجه انتخابات، پیشاپیش شایعه تقلب در انتخابات را ساخته و در شیپور فریب خویش دمیده بودند، ولی مردم سلامت انتخابات را طی 30 سال گذشته بارها آزموده بودند و حضور پرشور آنان خود گویاترین گواه براین باور بود. بنابراین دمیدن در توهم تقلب در انتخابات با توجه به ساختار نظام و گردش كار دقیق و قانونمند انتخابات، نمی توانست راه به جایی ببرد. مخصوصاً آن كه حضور 40 میلیونی و شركت 85درصدی مردم كه برای آنان غیرقابل انتظار بود، راه را بر هرگونه توهم پراكنی بسته بود اما، در این هنگام جماعتی كه به گواهی نظرسنجی ها و ده ها شاهد و قرینه دیگر از ابتدا نیز پیروزی آنان دور از انتظار بود در اقدامی سؤال برانگیز كه ان شاءالله از روی غفلت بوده است! این فرصت- بخوانید بهانه- مورد نیاز دشمن را در اختیارش نهادند و با القای گسترده این توهم كه در انتخابات تقلب شده است! جمعی از هواداران پاك دل و بی غرض را به خیابان ها كشیدند و گروه هایی از اراذل و اوباش اجاره ای را در میان آنها جای داده و به آشوب و غائله آفرینی روی آوردند. همزمان با این اقدام مشكوك مقامات آمریكایی، اروپایی و صهیونیستی با همه توان به حمایت از این جریان و مخصوصا هواداری از آشوبگران برخاستند و در حالی كه رأی 40 میلیونی و شركت 85 درصدی مردم در انتخابات مرز روشن و پررنگی میان "ملت " از یكسو و دشمنان بیرونی كشیده بود. برخی از خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا و تشنه قدرت و مقام با جرزدن در بازی سالم و قانونی رقابت-ان شاءالله بی آن كه بدانند و بخواهند- به یاری دشمن برخاستند و با همراهی و حمایت نظام سلطه بین الملل، كوشیدند این مرز روشن و پررنگ میان ملت و دشمن را به مرزبندی درون ملت تبدیل كنند و عجیب و تأسف آور آن كه برای تأمین منافع حقیر مادی و دنیایی خود كه ارزشی بیش از یك "دستمال " نداشت، حاضر شدند " قیصریه "ای را به آتش بكشند.

بهانه های خواص آلوده- و نه مردمی كه اكثراً بی خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه ای سخیف و مسخره بود كه جرأت در میان گذاشتن آن با مردم را نیز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در كدام صندوق؟ كدام حوزه؟ مگر نمایندگان شما در تمامی حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پایان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبلیغات تلویزیونی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم ادعا نمی كردید "بنده اگر با مشكلی روبرو شوم به قانون مراجعه می كنم، برخلاف فلانی كه در فلان جا و بهمان جا قانون را نادیده گرفته است "؟!، پاسخ به همه این پرسش های منطقی، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلی و خارجی بود و تكرار این خواسته غیرقانونی و دشمن پسند كه انتخابات باید باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه می شود؟!... به ما مربوط نیست؟! قانون مداری چه؟! و...

آخرین بهانه بعد از ناكارآمدی بهانه های دم دستی این بود كه احمدی نژاد رجل سیاسی نیست و نباید صلاحیت او تائید می شد!!... بخوانید اصلاً چرا كاندیدا شد! مسخره نیست؟! معلوم است كه هست. و احتمالاً برخاسته از نوعی عصبانیت و نه، خدای نخواسته لجاجت با ملت.

دیروز رهبرمعظم انقلاب ضمن تاكید بر این واقعیت كه تمام 40 میلیون رأی دهنده صاحب نظام هستند و رقابت سلیقه های سیاسی، از یكسو طبیعی و از سوی دیگر بعد از پایان انتخابات، بایستی به رفاقت تبدیل شود، آب پاكی را روی دست های ناپاك آمریكا و اسرائیل ریختند! و با صلابتی مثال زدنی از ایستادگی در برابر خواسته های غیرقانونی خبر داده و جناح های سیاسی را به برادری و دوستی دعوت فرمودند.

سخنان دیروز آقا هم "فصل الخطاب " است و هم "اتمام حجت " و انتظار آن است كه همگان رأفت رهبری در اوج صلابت و نصیحت ایشان در قله اقتدار و قدرت را پاس بدارند و هر دو سوی ماجرا قدر "نعمت ولایت " كه موهبتی الهی است را بدانند. دشمنان بیرونی و غفلت زدگان داخلی و برخی از آلودگان بدسابقه نیز باید پنبه ابطال انتخابات را كه اهانت به مردم، خیانت به اسلام، دشمنی با جمهوریت و نظام و همراهی با دشمنان است از گوش خویش خارج كنند ، آرامش مردم شریف و شیرینی حضور حماسی و 40 میلیونی آنان را برای رسیدن به جیفه حقیر مادی و گروهی خود بر هم نزنند كه ادامه ماجرا به نفع آنها نیست. زیرا در عصر كنونی كه عصر خمینی(ره) است، دیگر علی(ع) تنها نیست و به جای درد دل با چاه بی زبان و ساكت نخلستان های كوفه با مردان و زنان پاكباخته و پا به ركاب ولایت سخن می گوید و همه جا از او به یك اشاره است و از عاشقان سینه سرخ به سردویدن.

به قلم حسین شریعتمداری

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 3:29  توسط سید 

فوری: احمدی نژاد به شهادت رسید

با توجه به اینکه عده ای از رسانه ها و شخصیت های سیاسی ما در تغییر مواضع رو دست ندارند! در صورت شهادت دکتر محمود احمدی نژاد ٬مواضع آنها خواندنی و شنیدنی است:

15

تیترهای روزنامه ها و خبرگزاری ها:

خبرگزاری فارس: فوری : احمدی نژاد به شهادت رسید


تابناک: احمدی نژاد حقیقتا احمدی بود: مردمی ترین رئیس جمهور به شهادت رسید


عصر ایران:
گزارش تصویری از محل ترور: شهادت دومین خادم ملت


قلم پرس:
اختصاصی : ملت داغدار شد: احمدی نژاد از بین ما رفت


رجا نیوز:
مخالفین آسوده باشند!: احمدی نژاد به رجایی پیوست


انصار نیوز:
عاملین ترورافشاء شوند: احمدی نژاد شهادتت مبارک


جهان نیوز:
باشروع تحقیق تفحص از محل ترور: احمدی نژاد به لقاءالله پیوست


فردا نیوز:
در گفتگو با کارشناسان: ضربه سنگین شهادت احمدی نژاد به کشور


کیهان: با تسلیت به محضر امام زمان (عج):
احمدی نژاد آسمانی شد


اعتماد ملی:
احزاب محکوم کردند: رئیس جمهور ترور شد


اعتماد: غرب محکوم کرد: ترور ناجوانمردانه رئیس جمهور



مواضع شخصیتها:

قالیباف: به یاد شهید٬ منوریل اتوبان احمدی نژاد را عملیاتی می کنیم: خدمات دولت احمدی نژاد به شهرداری فراموش نخواهد شد


محسن رضایی:
هرگز رشادتهای احمدی نژاد را در جبهه غرب فراموش نخواهیم کرد


میرحسین موسوی:
مصاحبه نمی کنم


هاشمی رفسنجانی: با انتشار نامه خصوصی از احمدی نژاد: احمدی نژاد را همچون فرزندم دوست می داشتم!


حسن روحانی: پرونده هسته ای با رشادت احمدی نژاد بسته شد


لاريجاني: ملت ايران جواب امپرياليست زبون را بي پاسخ نخواهد گذاشت


کروبی: اتفاقا دیشب خواب احمدی نژاد را می دیدم


خاتمی: خشونت را محکوم می کنیم!


و اما مردم در گفتگو با خبرنگاران: دیگر چنین خادمي نخواهیم دید .

این مطالب را سر این اینجا قرار دادم تا کمی هم طنز سیاسی داشته باشیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:29  توسط سید 

معیارهای انتخاب رئیس جمهور اصلح

چکیده : در مقاله حاضر تلاش شده است تا در زمینه مبانی قانون اساسی  نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نظر نورانی امام خمینی رضوان الله و فرمودهای مقام معظم رهبری .حفظه الله در باب انتخاب رئیس جمهور اصلح  نگاشته ای داشته باشیم


 
بسم الله الحی الکریم

توجه و شرکت در انتخابات و گزینش فرد اصلح برای مسند ریاست جمهوری همواره یکی از دغدغه های امامت و امت در طول انقلاب اسلامی بود است ..توصیه های امام راحل و رهبر معظم انقلاب راجع به اهمیت انتخابات .شرکت فعالانه و آگاهانه در انتخابات .ویژگیهای  کاندیدای اصلح .آثار و تبعات ماهیت انتخاب نماینده و ...همه نشانگر چنین پیوند و دل نگرانی  است .
از این رو به نظر می رسد یکی از مولفه های روشن بینی .شناخت  ویزگی های کاندیدای اصلح و آگاهی از معیار های انتخاب و راه های کسب چنین شناختی است
در این میان امری که مهم به نظر میرسد  منبع و ماخذ تعیین ویژگیها  است .زیرا هر گروه و جناحی در ترسیم یک فرد اصلح اگر چه ممکن است ملاک های فرا جناحی را هم ارائه نماید ولی در خلال آن به ویژگیهایی اشاره  میکند که معمولا صبغه گروهی دارد.
بنابر این بهترین و مشروح ترین منبع کسب معیارها .قانون اساسی بعنوان میثاق ملی و بیانات امام راحل و ولی امر مسلمین مقام معظم رهبری است
الف:قانون اساسی :
بدیهی است که یکی از معیارهایی دست یابی به ویژگیهای منتخب ریاست جمهوری رجوع به قانون اساسی است چنانکه امام راحل نیز ملت شریف ایران را به آن ارجاع می دهند و می فرمایند:((باید توجه داشته باشندآقایان که آن صفتی که در قانون اساسی برای رئیس جمهور تعیین کرده اند مراعات کنند .قانون اساسی را ملاحضه کنند ...
کسی که دارای این صفات بوده او را به آن صفات می شناسند به او رای بدهند و اگر چنانچه فاقد آن صفات باشد احتراز کنید از رای دادن به او.))
با توجه به رهنمود فوق اصل 115قانون اساسی مقرر کرده است که رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد .ایرانی الاصل .تابع ایران مدیر و مدبر دارای حسن سابقه و امانت و تقوا .مومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور .گفتنی است که هر یک از صفات یاد شده نیازمند تشریح و تبین می باشد که سعی میشود در ذیل شاخصه های مطرح از کلام امام (ره)و مقام معظم رهبری پرداخته شود
ب:مهمترین ویژگیها  در کلام امام (ره)و مقام مظعم رهبری
1:اعتقاد و پایبندی به اصل ولایت فیقه یکی از معیارهای مهم انتخاب رئیس جمهوری است که امام راحل و مقام معظم رهبری همواره در آستانه انتخابات به آن اشاره داشته اند .حضرت روح الله امام خمینی (ره) می فرمایند:او را شخصی دانستیدکه لیاقت دارد برای یک همچو مسندی و...اعتقاد به قوانین اسلامی دارد و در مقابل قانون اساسی خاضع است و ((اصل صدودهم))ظاهراکه راجع به ((ولایت فقیه ))است معتقد است و وفادار است نسبت به او یک همچون شخصی را شما ها خودتان انتخاب کنید و گروههای مردم را هم ودار کنید که یک همچو شخصی را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزید..
در واقع این اصل یک رکن -رکن از مبانی جمهوری اسلامی ایران است .فلذا طبق اصل 115قانون اساسی نیز باید فرد منتخب ریاست جمهوری به آن مومن و معتقد باشد
معظم له با بیان این مطالب که اختیاراتی که در قانون اساسی برای ولی فیقه مشخص شده است ناقص می باشدمی فرمایند:
این قانون اساسی هست این بعض شوون ولایت فقیه هست نه همه شوون ولایت و از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است ..هیچ کس ضرر نمی بیند ..
بنابر این بیان اهمیت این تجانس و وفاداری و اعتقاد به شوونات ولی فقیه آشکار تر میشود
البته تذکر این نکته مهم است که چگونه ضدیت یا عدم اعتقاد به اصل محرز می شود مقام معظم رهبری بطور دقیق چنین  میفرمایند :((در اینکه ضدیت با ولایت ضدیت با اصلی ترین و رکین ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی است .شکی نیست .منتهی ضدیت معنایی دارد اگر کسی علیه موقف ها ومواضعی که دستگاه رهبری اعلام میکند که طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل می دهدچیزی  می نویسدو مطالبی  میگوید و صریحا و غالبا (هر چند دائمی نباشد )با این مواضع و رد مواقع حساس مخالف میکند .البته اینها ضدیت است .لکن کسی که کلمه یا مطالبی در یک وقت و در جایی گفته است نمیشود گفت اینها ضد ولایت فقیه هستند.))
2ساده زیستی و دوری از اشرافی گری:
یکی دیگر از اموری که همواره امام راحل و مقام معظم رهبری مورد توجه قرار داده و احساس نگرانی و خطر کرده اند .رسوخ روحیه رفاه طلبی در مسوولین است .زیرا روحیه رفاه طلبی و راحت طلبی بصورت اصولی و محوری بر تصمیمات انسان تاثیر دارد و او را وارد صحنه دیگری از حیات سیاسی و اجتماعی می کند
3بصیرت در امر دین و سیاست :
تاکید بر بصیرت در امر دین و سیاست از آن روست که رئیس جمهور سامان دهنده یک جامعه دینی در جهان الحاد و تداوم بخش انقلاب در مسیر تعیین شده آغازین است بویژه ضرورت این ویژگی در زمانی که بحث سنت و مدرنیسم .توسعه سیاسی جامعه مدنی و مقوله های دیگری از این قبیل مطرح است .بیش از پیش خودنمایی میکند ..
امام راحل داشتن درک سیاسی و بصیرت دینی را یکی از ویژ گی های مهم رئیس جمهور قلمداد میکند :((رای خود را به شخصی که متعهد به اسلام و خدتمگزار به ملت و کشور و حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دین و دنیا و منزه از گرایش به شرق و غرب و مکتب های انحرافی و دارای دید سیاسی است بدهید))
از این سخن مقام معظم رهبری که ذیلا می آید دقیقاضرورت داشتن بصیرت دینی را  میتوان استنباط کرد که می فرمایند :((اگر ما این اشتباه را بکنیم که در مساله حکومت و مدیریت جامعه ملاک و معیار اسلام را فراموش کنیم و به سراغ شیوه های رایج دنیایی برویم معنای جامعه اسلامی ما از بین خواهد رفت .))
4مدیریت و توانمندی در اجرای امور :
ضرورت داشتن ویژگی مدیرومدبر بودن رئیس جمهور بدان جهت است که رئیس جمهور عهده دار مدیریت عالی اجرایی است و به تبع این عنوان در انجام وظایف خود فرآیندی را دنبال می کند که شامل اجرایی چون برنامه ریزی.سازماندهی .نظارت و کنترل .انگیزش.ارتباطات.هدایت و تصمیم گیری است در واقع جایگاهی است که مرکز ثقل اندیشه ها .طرحها پیشنهادهاست و در حقیقت آخرین مرجع برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی و اتخاذ تصمیم برای عمل است..
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:((هیچ عاملی نمی تواند امنیت و سلامت این کشور .تداوم حاکمیت نظام و امکان کار و سازندگی را جز اتصال به مردم تامین کند و این اتصال و ارتباط نیز تنها در سایه (حسن عمل)مسولان ممکن می شود)).
بدون شک در صورتی که رئیس جمهور آینده از توان مدیریتی و عملی ضعیفی برخوردار باشد به طور قطع در پیش برداهداف انقلاب اسلامی و اصول تغییرناپذیر نظام با موانعی بزرگی روبرو خواهیم شد .
5:دلسوز و مستضعف گرا:
مقام معظم رهبری در بیانی با اشاره به این نکته می فرمایند :((مهمترین مسئولیت نظام ما کوشش همه جانبه در از بین بردن محرمیت و زدودن فقر و حمایت از طبقات مستضعف است و این سیاست باید در اولویت کارها قرار گیرد بگونه ای که معیاری برای سنجش دیگرکارها باشد))
6:داشتن روح بزرگ و سعه صدر:
افرادی که دارای سعه صدر و روح بزرگ هستند از چند جهت قابل ملاحضه است.چنین افرادی نسبت به سلایق مختلف که طبعا در هر جامعه ای وجود دارد .برخورد معقولانه ای خواهند داشت و میتواند نوعی همدلی و تفاهم عمومی بین گرایشهای متفاوت جامعه بوجود آورند
7:حسن سابقه :
حسن سابقه یکی دیگر از معیارهایی است که باید انتخاب نماینده اصلح مدنظر قرار داده و ملاحظه گردد که آیا سابقه و عملکرد خوب و انقلابی در گذشته و همچنین از سابقه مثبت و خوب در حمایت از انقلاب و دستاوردهای آن برخوردار بوده است.در این خصوص امام عظیم الشان می فرمایند:((مردم با بصیرت و درایت و تحقیق کاندیداها را شناسایی کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی و سیاسی نامزدهای انتخابات توجه نمایند))
((اشخاصی که انتخاب میکنید سوابقشان را مطالعه کنید ..در زمان سابق چه جور بودند))
8-سایر ویژگیها :
در این مجال معیارهای عمده انتخاب نماینده اصلح گفته شد و مخفی نیست که ویژگی های مهم دیگری نیز در بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری وجود دارد که باختصار یاد آور می شویم:
تقوا
تعد به اسلام
صداقت
عدالت خواهی
استکبار ستیزی
 منزه از گرایش به غرب
پایبند به ارزشها
رفتند به دل شهرها ونشستند پای صحبت مردم
...
ج:راههای شناخت معیار و ویژگیها :
با وجود آشنایی نسبت به ویژگی های یاد شده این سوال مطرح است که چگونه میتوان به شایستگی و فرزانگی یک فرد برای تصدی ریاست جمهوری پی برد.در این خصوص نیز با الهام از فرمایشات امام راحل و رهبری معظم انقلاب به برخی از راههای دستیابی به شناخت و یژگیها  می پردازیم:
1.تحقیق:
بدیهی است که یکی از راههای شناخت نماینده اصلح تفحص و توجه به مواضع آنها در مواقف و مراحل مختلف انقلاب است یعنی باید ملاحظه کرد که آنها در رابطه یا سیاست خارجی .مسائل اقتصادی.فرهنگی .سیاسی و مبانی و ارکان نظام چه برخوردی داشته اند
2مشورت کردن:
حضرت امام با بیان اینکه علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد  می فرمایند در تعیین رئیس جمهور:با طبقه تحصیل کرده .متعد و روشن فکر با اطلاع ازمجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمار گر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده.
با علماء و روحانیون با تقوا و متعد به جمهوری اسلامی مشورت کرده
اگر چنانچه اشخاص مطمئنی باشند که آنها تشخیص بدهند .شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است  وقت مانعی ندارد که کسی به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به اینکه این صحیح است .رای به آنها بدهد .
3شناخت مقایسه ای:
بدین معنی که باید دیدحوزه عملکردی سابق فرد کاندید چگونه بوده است .سپس ویژگی های او را با وظایفی که پیش روی ریاست جمهوری است سنجیده شود به عبارت دیگر با توجه به حوزه کارکردی و کار آمدی سابق فرد در مقایسه با قلمرو وسیع رئیس جمهوری و وطایف بسیار سنگین چنین جایگاهی .آیا او میتواند چنین مسندی را احراز نماید.
4اطرافیان:
یکی دیگر از راههای شناخت کاندیدای اصلح آشنایی با اطرافیان و عناصری است که در آینده توسط وی بکار گرفته می شوند
رئیس جمهور اصلح فردی می باشد که این معیارها در او وجود داشته باشد .

فرزند مکتب و ملت ایران

سید محمدمیر اسماعیلی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 12:15  توسط سید 

عشق .نجات عشق

سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز .

چند از دوستان مهربان و عزیز گفته بودند چرا دیر آپ میکنم .فقط میتوانم بگویم شرمنده ولی انشالله ..

در زندگی ما انسانها عشق به چند بخش یا بهتر بگم چند چیز تعبیر میشه .اما زمانی که به معنای حقیقی عشق میرسیم میبینیم که عشق آن چیزی که من و ما فکر میکردیم نبوده

عسق.وب سایت سیدمحمد

در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ... روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.


وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي باشکوه جزيره راترک مي کرد کمک خواست و به او گفت: «آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت: «نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست. غرور گفت: «نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد.» غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به اوگفت: «اجازه بده تا من باتو بيايم.» غم با صداي حزن آلود گفت: «آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم.» عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدازد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد.


آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: «بيا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود،چقدر بر گردنش حق دارد.


عشق نزد علم که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: «آن پيرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: «زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 2:7  توسط سید 

معناى افتخار اینست

سلام خدمت دوستان عزیز و دل گرم خودم اول از همه سال جدید را تبریک عرض میکنم .و ببخشید که کمی دیر بروز رسانی کردم .راستش تو این بلاگ با خیلی از بنده های خوب خدا آشنا شدم و خیلی از دوستان بنده را محرم اسرار خود دانسته ومشکلات و جریانات روز گذشت خود را برای من تو نظرات و ایمیل ثبت کردند .که همه این نظرات با تلخیها و شیرینها برایم جالب بود .اما دو تا از این دوستان گرامی ازم کمک خواستند از من .برایم خیلی خیلی سوزنده بود.البته جواب دوستان عزیزم را دادم .و جواب نامه من همین داستان زیبا و حقیقی از شیوانا است

دوستدارم نظر یا تفکر شما را درباره این دست نوشته خودم بدانم

معنای حقیقی افتخار

زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد!
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند، از زن قضیه را پرسید. زن گفت: "این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم. ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟"
شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید: "این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟
دخترک با خنده گفت: "من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سر و صورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند."
زن نیز گفت: "من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور و نمیر برای ما درآمد بیاورد!؟ به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟"
شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت: "آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختر بی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟"
پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی آکنده از بغض گفت:" اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم!"
پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.
شیوانا آهی کشید و رو به زن و دختر کرد و گفت: "آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند.

پایان

خواهرگرامی من انشالله از این داستان کمک و نظر بنده را دریافت کرده باشید

دوستان گرامی لطف فرماید تا جای که امکان دارد نظر خصوصی ندهید چون....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 14:36  توسط سید 

خدایا مگه کسی اون بالا نیست

سلام خدا سلام سلام سلام

خدایا مگه اون بالا کسی نیست

خدایا

1212

به درخواست یکی از دوستان عزیز باقی عکسها به ادامه رفت دیدن این عکسها برای افرادی که بیماری قلبی و عصبی دارند ممنون میباشد

خدا خدا خدا خدا بابا این پائین دارن اشرف مخلوقات تو را .....................

خدا لعنت کند سران کافر عرب را که در حرم سراهای خود خواب هستند و مغز کودکان بی گناه عزه دریده میشود یا علی اصغر تو هم کودک بودی درکربلا مددی نما برای کودکان عزه یا صاحب زمان خودت نظری کن بر این بی حرمتی ها .خودت دست به دعا وردار تو پاکی تو حجتی تو امامی .مولا ما جز تو که کسی را نداریم

یا صاحب الزمان مددی

یا مهدی مددی

یا الله مددی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 1:1  توسط سید